سه شنبه, 29 خرداد 1397
شناسه خبر:1970
علی آقا صالحی

انتخابات ترکیه و کردها

  • انداز قلم

حزب اسلامگرای ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان توانست این بار هم اکثریت کُرسی نمایندگان پارلمان کشورش را به دست آورد و به عنوان حزب اکثریت به پارلمان راه پیدا کند،

سیاسی

از طرفی هم حزب HDP یا پارت دمکرات کرد به رهبری صلاح الدین دمیرتاش با درخشش خیره کننده‌ی خود و با استفاده از فضای باز سیاسی و دمکراتیک ترکیه توانست بخشی از آرای مردم، بویژه کردها را به خود اختصاص دهد و به عنوان یک حزب ناسیونالیست و مستقل کردی وارد پارلمان ترکیه کشور، از این جهت مایه‌ی شادی و شعف و غرور ملی کردها شد و امید به حل بحران ملی و کردی را در این کشور افزایش داد.
ولی حزب عدالت و توسعه یا همان حزب حاکم، هرچند مانند دوره‌های گذشته درخشش چندانی از خود نشان نداد و رأی دهندگان کمتری این بار به این حزب تمایل پیدا کردند، اما علت عدم رأی ترکها و بعضی از کردها به این حزب اسلامگرا، نه به خاطر ضعف عملکرد مسئولان یا نادیده گرفتن حقوق ملی و اصول دمکراسی یا فساد مالی و اداری و رانت خواری و ... بود، بلکه این حزب دارد چوب دفاع از مردم ستمدیدهی کُرد و به رسمیت شناختن حقوق انسانی و برابری ملی آنها را میخورد؛ حقی که سالهای متوالی، احزاب فاشیست و نژادپرست ترک چشم دیدن آن را نداشتند و حتی حاضر نبودند کردها را به عنوان یک ملت و زبان و نژاد به رسمیت بشناسند.
هجوم فرهنگی و نظامی و تبلیغاتی ترکهای نژادپرست یا کمالیزم آنقدر تند و خشن و بیرحمانه و کوردلانه بود که کردها برای سالهای سال توان آن را نداشتند به زبان مادری خود صحبت کنند و در دانشگاه یا مدرسه‌ها آن را بیاموزند و فرهنگ غنی و سرشار از عزت و افتخار خود را به دنیا نشان دهند. و لقب ترکهای کوهی یا وحشی را از دستهای خونین همین ناسیونالیست‌های افراطی دریافت کردند و روزنامه‌ها و مطبوعات ملی نیز با ولع خاصی آن‌ها را رواج میدادند و غرور و افتخار ملت کرد را لگدمال میکردند.
ولی، اردوغان و حزب اسلام گرایش با عنایت به تعالیم رهایی بخش اسلام که همهی انسانها را برابر و دارای حقوق یکسان میداند، این برخوردهای نژادپرستانهی هم میهنان خود را، خلاف دین و اصول اخلاقی و انسانی دانست و مصمم شد با آنها به مبارزه برخیزد، در همان سالهای اولیه رسیدن به قدرت که به شدت تحت نظارت و تهدید ارتش لائیک و دادگاه قدرتمند آن کشور قرار داشت، دل به دریا زد و خود و حزبش را به خاطر اجرای عدالت و رفع تبعیض و ستم ملی به خطر انداخت و یکبار تا مرز انحلال حزب و کودتای ارتش پیش رفت و تنها با یک رأی بیشتر قاضی دادگاه توانست از مخمصه نجات یابد و بدین وسیله طرح آشتی با کردها را در پارلمان مطرح کرد و حقوق ملی و انسانی آنها را به رسمیت شناخت و بسیاری از نمایندگان کرد را در کسوت حزب متبوع خود به پارلمان برد تا از این طریق بهتر و کارسازتر به دفاع از دمکراسی و حقوق اقلیتهای ملی بپردازد و مشکلات و تنشهای ملی و بین‌المللی را از بین ببرد و راه پیشرفت و تکامل و ترقی کشور ترکیه را هموارتر سازد.
ولی در این میان موضعگیری شخصیت‌ها و گروه‌های لائیک و ملی کرد از جمله حزب دمکراتیک خلق و سایر رهبران و سیاستمداران آن سامان، در قبال این تغییرات و تحولات جالب توجه و بسیار تعجب برانگیز بود که تجزیه و تحلیل آنها طولانی و وقتگیر خواهد بود. متأسفانه بسیاری از این سیاستمداران چشم بر حقیقت فرو بستند و روند پیشرفت و به رسمیت شناختن حقوق کردها را ناشی از تحولات منطقه و جامعهی بین‌المللی و دگرگونی فکری و ایدئولوژیک ترکها و جامعه‌‌ی ترکیه ارزیابی کردند و به کلی اقدامات و فداکاریهای حزب عدالت و توسعه را در این مسأله نادیده گرفتند و همه با هم آب پاکی به دست اسلامگرایان ریخته و حساب خود را از حساب حزب حاکم جدا کردند و خود را تافته‌ی جدا بافته به حساب آوردند.
خوب است این کارشناسان و سیاستمداران مغرور بدانند که تغییرات منطقه و بین‌الملل یک بام و دو هوا نیست، و جامعه‌ی ناسیونالیست ترکیه نیز که سالهای سال سکاندار حکومت و حاکم مطلق و مستبد آن دریا به شمار میرفت و یکه تازی می کرد، اکنون نیز ایدئولوژی و ذهنیتشان تغییری نکرده و تحولات زمانی آنها را در بر نگرفته است؛ زیرا این احزاب به هیچکدام از اصول دمکراتیک اعتقادی ندارند و فقط به ترکیهی زمان آتاتورک می‌اندیشند و هیچ قدرت و ملیت مزاحم دیگری را در کنار خود بر نمی‌تابند و اگر دوباره به قدرت برسند، کاسه همان کاسه و آش همان آش، است و دوباره کردهای مبارزه و وطنخواه، باید به جاری رفتن به پارلمان و برخوردهای قانونگرایانه، اسلحه به دست آوارهی کوه‌های سر به فلک کشیده‌ی قندیل و آرارت و سایر کوهستان‌های ناهموار و خشن کردستان شوند و با گلوله‌ی تفنگ و کشت و کشتار سخنان خود را به گوش هموطنان ترک برسانند، اگر گوش شنوایی باشد!!
این کارنشاسان همه کس حریف، خوب است بدانند، اگر این همه تغییرات و پیشرفتهای جامعه‌ی ترکیه، ناشی از تحولات و منطقه و بین‌الملل و جامعه‌ی ترک زبان، جدای از فعالیتهای حزب اسلام گرای عدالت و توسعه، فرض کنیم، پس چرا کردهای ایران با آن همه جمعیت و سابقه‌ی طولانی مبارزاتی و فدارکاریها و دادن هزینه‌های مالی و جانی سرسام‌‌آور، نتوانستند از نعمت این تحولات منطقه‌ای برخوردار شوند و آزادی و دمکراسی و فعالیتهای مطبوعاتی و حزبی و ... را برای خود به ارمغان آورند؟! آیا سابقه‌ی مبارزاتی کردهای ترکیه بیشتر است یا کردهای ایران؟ به چه دلیل کردهای ایران هرچند می‌کوشند با روشهای دمکراتیک و گاهی غیردمکراتیک و خشونت‌آمیز، بخشی از حقوق ملی و مذهبی خود را به دست آورند، ولی هر بار سرشان به سنگ می‌خورد و دست خالی و خسارت زده باز میگردند و ره به جایی نمیبرند؟ مگر تحولات منطقه و تغییرات اجتماعی و مدنی خیال ندارد از فضای ایران بگذرد و مردم را به حقوق قانونی و مدنی خود آشنا سازد؟! در واقع کردستان ایران با آن همه فعالیت‌ها و مبارزات و فداکاریها، سالهای سال با دمکراسی و آزادی فاصله دارد.
آیا اگر در ایران نیز یک حزب اسلامگرا، همچون حزب عدالت و توسعه، سرکار میآمد و تمرکز قدرت را از دست نهادهای غیرمسئول و غیردمکراتیک و فراقانونی و گروههای خودسر و نظامیان خیرسره میگرفت و اقلیت‌های قومی و مذهبی را به عنوان شهروندان درجه اول و برابر با سایر هموطنان خود، به شمار میآورد و حقوق انسانی و ملی و مذهبی آنها را به رسمیت میشناخت، آن وقت باز همین گونه قضاوت می‌کردیم و می‌گفتم این حزب مجبور به پذیرش خواسته‌های ملی کرد شده و تحولات و دگرگونی‌های جامعه‌ی بین‌المللی او را وادار به پذیرفتن این حقیقتها نموده است و نقش دمکراسی‌خواهی و حقیقت‌طلبی و انسان دوستی آن را به کلی انکار می‌کردیم؟!
البته که این نوع موضعگیری‌های تنگ نظرانه و غیرکارشناسانه و منافی با حقوق ملی و دمکراتیک، موجب می‌شود که مبارزه‌ی رهایی بخش و طولانی مدت ملت کرد و خواسته‌های مشروع و به حق آنها کمرنگ جلوه کند و به خوبی درک و فهم نشود و همچنان با هاله‌ای از ابهام و پرسشهای بی‌جواب روبرو گردد، و از طرفی نشان میدهد که این نظریه‌پردازان غیرمدنی، از همان اول کار، کمان خود را به زه کرده و دارند به جای استبداد و نژادپرستی و نهادهای غیردمکراتیک، آیین اسلام و احزاب اسلامگرا را آماج خود قرار داده و بدانها شلیک می‌کنند و مستقیم و غیرمستقیم اسلام را مسئول نابسامانیها و عقب ماندگی‌های ملت کرد می‌دانند و بر آن می‌تازند.
اکنون که کردهای ترکیه به رهبری صلاح الدین دمیرتاش و در سایهی فضای باز سیاسی و مدنی که حزب عدالت و توسعه ایجاد کرد، توانستند برای اولین بار در تاریخ ترکیه و به عنوان یک حزب کرد زبان به مجلس قانونگزاری راه پیدا کنند. انتظاری میرود که این حزب و سایر نمایندگان کرد و دمکراسیخواه، به سابقهی تاریخی ناسیولیستهای ترک و برخورد آنها با کرد زبانها به دقت بنگرند و آنها را در ذهن تاریخی خود تجزیه و تحلیل نمایند و بدانند نژادپرستان ترک که اکنون با درصد بیشتری نسبت به دورهی قبل به مجلس آمدهاند، هیچ وقت چشم دیدن کردها را در کنار خود و در پارلمان پانترکیزم ندارند، پس باید با اقدامات خردگرایانه و واقعبینانه پا بیش نهند و متوجه باشند که ناسپاسی و نمکنشناسی زیبندهی آنان نیست؛ زیرا اگر فعالیتها و اقدامات دمکراسی خواهانهی حزب اردوغان و همکاران اسلامگرای او نبود، کردها نمیتوانستند خواب نماینده شدن را ببینند، چه برسد به این که به عنوان یک حزب مستقل و شناسنامه‌دار وارد پارلمان این کشور شوند.
متأسفانه آقای صلاح الدین دمیرتاش، رهبر حزب HDP، سرمست از باده‌ی پیروزی، با اولین موضعگیریاش، ناپختگی سیاسی و کمتجربگی خود را گستاخانه به رخ رقیب اسلامگرای خود کشاند و از همان آغاز راه خط و نشان کشید و راه خود را از آنها جدا دانست.
این موضع نسنجیده و احساساتی میتواند از طرفی موجب تقویت موضع ترک‌های نژادپرست شود و از طرف دیگر اسلامگرایان را آزرده سازد و از عملکرد نیک و انسانی خود در قبال کردها، پشیمان کند و موجب شود که آنها موضع خود را در این مورد تغییر دهند.
یا شاید این موضعگیری دمیرتاش نوعی تاکتیک سیاسی برای آشتی ملی و از بین بردن تنشهای قومی و مذهبی و ایجاد اتحاد و همدلی قومی باشد و کردها و نمایندگانشان بتوانند به همراهی سایر احزاب دمکراسی‌خواه و اسلامگرا ملت ترکیه را متقاعد سازند که بیشتر به حقوق هموطنان کرد خود توجه نمایند و به آنان گوشزد کنند که دوران نژادپرستی و سلطه‌ی قومی بر قوم دیگر یا مذهبی بر مذهب دیگر به سر آمده و چارهای ندارند جز این که به حق قانونی خود راضی شوند و دیگر ملیتها را نادیده نگیرند، بلکه این پیام به گوش سایر کشورهای همجوار نیز برسد و آنها نیز بدانند که کردهای با اقدامات و فعالیت‌های مدنی و دادن هزینه‌های سنگین حاضرند از حقوق خود دفاع کنند و هیچگاه آن را رها نکرده و دست از آن نکشیده‌اند. امید است که چنین باشد. پس باید همه حقوق کردها را به رسمیت بشناسند.

علی آقا صالحی

علی آقا صالحی

ارسال نظر به عنوان مهمان

شرایط و قوانین.
  • heja

    عالـــــــــی بود<br />کاک علی دستت درد نکنه.

  • 007

    بنده این متن رو به حساب توهین به احزاب کرد باکوور کردستان می گذارم . لطفا برای دفعات بعد یا مطلبی ننویسید ویا یک مطلب پخته و کامل بنویسید.

آخرین اخبار بخش ها