یکشنبه, 27 مرداد 1398
شناسه خبر:1372

اعدام مصلحت قدرت است یا ضروری دین؟

  • انداز قلم

اعدام مصلحت قدرت است یا ضروری دین؟
تقی رحمانی
سخن ريس دستگاه قضا که مخالفت با اعدام مخالفت با اسلام است سخنی روا نیست.
رئیس قوه قضائیه ایران که زود به این مقام رسیده است، دستی در فلسفه دارد و هم فقه خوانده است. شاگرد با استعدادی در حوزه بوده است. درجریان طرح نظریه قبض و بسط شریعت دکتر سروش از فقه و فلسفه حوزوی کمک گرفت تا جواب نظریه قبض و بسط شریعت را بدهد. در سلسله جواب های وی منطق قوی حوزوی حاکم بود که نشان می داد که وی درس آموخته است. اما تجربه هم آموخته است؟ آیا تاریخ را خوب می داند و هم تفاوت توانایی مقام اجرائی و نظری را؟ یا تاریخ نزول احکام را می داند؟

ای کاش ایشان کتاب آزادی در قران آقای محمد علی آیازی را می خواند که او هم درس آموخته حوزه است اما نگاه به احکام را با تجربه تاریخی همراه کرده است.

در آن مقالات وی در نقد نظریه دکتر سروش نشان داد که بیشتر انتزاعی است تا انضمامی و به کلیات توجه دارد در حالیکه مقام اجرایی باید نگاه مصداقی هم داشته باشد. در این مورد شاهد مثال فراوان است اما همین جمله که منکر اعدام حکم با اسلام مخالف است،  چقدر کلی و چقدر ساده و چقدر جزمی است.

آیا این مقام بلند مرتبه قضائی نمی داند که گاه به دلیل جهانی به برخی از خانواده فشار می آید که قصاص نکنید تا تعداد اعدام ها در برخی از جرائم پائین بیاید؟ این نکته را چند بار از بازجوهای اصلی خودم شنیده ام. به عبارتی مصلحت نظام حکم می کند که اعدام کمتر شود. حال سوال این جاست که مصلحت انسان و کرامت او حکم نمی کند که با توجه به شرایط زمانه و مجازات های دیگر، جان آدمی حرمت بیشتری یابد. این منطق کجایش مخالف با اسلام است. اما ما دراین حکم کلی نمی مانیم مصداقی تر سخن می گوییم.

بسیاری از احکام در فقه وجود دارد که مجازات آن اعدام نیست؛ بلکه به مصلحت نظام برای آن حکم سنگین قائل شده اند. به عنوان نمونه هوادار جریان مسلح یا هوادار جریانی که در یک جبهه سیاسی که یک جریان در آن مسلح باشند به اعدام محکوم می شود. حتی قید شده است که تا زمانی که مرکزیت آن سازمان وجود دارد حکم اعدام در باره او اجرا می شود. پس متهم اگر مجرم شناخته شد و محکوم به اعدام است در حالیکه این هوادار، هیچ جرم مشخصی که متهم را به اعدام محکوم کند انجام نداده است. حال چرا او باید اعدام شود؟ این مصلحت اسلام است یا نظام؟

مطابق همین قانون مجازات اسلامی - که بسیار به آن نقد وارد است-  در مورد جرائم عمومی که منجر به قتل می شود همه افراد دست اندار کار قتل به اعدام محکوم نمی شوند، بلکه تفکیک در حکم قائل می شوند . پس می توان ملاحظه کرد که برخی از این جرائم که در قانون مجازات اسلامی است هم نمی تواند با فقه رایج که رئیس قوه قضائیه به آن اشنا است هماهنگ باشد، ولی مصلحت نظام ایجاب کرده است که چنین قوانینی اجرا کنند.

در مورد جرائم مربوط به مواد مخدر که در فقه شیعه حکم اعدام ندارد، بیشترین احکام اعدام در ایران را شامل می شود. حال سوال این است که آیا مخالفت با چنین احکامی مخالفت با اسلام است. سوال دیگر این که وقتی ریاست قوه قضائیه با کلی گویی تلاش می کند که از پاسخ مشخص به درخواست  لغو برخی از احکام اعدام طفره برود چرا با بیان کلی در پشت احکام اسلام سنگر می گیرد.

اگر چه این سخن ایشان که مخالفت با اعدام مخالفت با اسلام است سخنی روا نیست چرا که در مورد احکام مدنی دین روشنفکران مسلمان حرف دارند برخی از روحانیون هم سخن فراوان دارند منتها اگر این حربه غیر مذهبی یعنی (حکم مخالفت با اسلام )را برسر مسلمانان نزیم و اجازه دهیم که در مورد احکام مدنی دین سخن گفته شود آن گاه می شود به نتایج جدید و بهتر و مناسب تری رسید و برخی مشکلات قوه قضائیه را حل کرد

اگر چه این سخن ایشان که مخالفت با اعدام مخالفت با اسلام است سخنی روا نیست، چرا که در مورد احکام مدنی دین روشنفکران مسلمان حرف دارند. برخی از روحانیون هم سخن فراوان دارند. منتها اگر این حربه غیرمذهبی یعنی (حکم مخالفت با اسلام )را برسر مسلمانان نزنیم و اجازه دهیم که در مورد احکام مدنی دین سخن گفته شود آن گاه می شود به نتایج جدید و بهتر و مناسب تری رسید و برخی مشکلات قوه قضائیه را حل کرد.

در این مورد بهتر است که مقام قضایی به سخن رهبر انقلاب توجه کند که اعلام کرد برای مصلحت نظام، توحید را می توان تعطیل کرد. حال سوال این است که برای مصلحت و هدایت انسان نمی توان برخی از احکام مدنی دین را تعدیل کرد؟

کلی گویی رئیس قوه قضائیه باعث شده است که برخی در حمایت از این سخن عنوان کنند که جرائمی را که شاکی خصوصی دارند، نمی شود عوض کرد. اما در نظر ندارند که همین جرائم را که شاکی خصوصی دارد، هم ریشه فقهی دارد و شارع آن را بیان کرده است که به تعبیر بسیاری، شان زمانی و مکانی دارد و قابل تغییر است. همان طور که برخی احکام در شریعت قابل تبدیل هستند.

اگر چه لغو حکم اعدام به طور کلی امری زمان براست، اما در حال حاضر لغو برخی از احکام اعدام در ایران خدا پسندانه هم است . منتها باید به اندیشه ها و جریان میدان داد که استدلال خود را بیاورند.

در این میانه روحانیونی و وکلای آشنا به فقه و حقوق با توجه به شرایط جامعه و خواست آن می توانند دست به کار شوند و با ارائه لوایح و مستندات حقوقی به مجلس و قوه قصائیه و دولت در کاهش احکام اعدام فعال شوند. اگر چنین شوند به لغو تدریجی حکم اعدام جامعه از خشونت جرم خیزی هم دور می شود چرا که فراوانی مجازات اعدام از میزان جرائم کم نمی کند، اما خانواده های زیادی را دچار بحران و طعمه جرائم سنگین در آینده می کند که ایشان هم در آینده به اعدام محکوم می شوند چون وارد چرخه جرم شده اند. در حالیکه با پیشگیری می تواند از وقوع جرائم در آینده جلو گیری کرد.

آیا پیشگیری از وقوع جرائم در جامعه با اسلام مخالفت دارد؟ اگر برخی احکام که حکم اعدام دارد متوقف شود، این توقف به کمتر شدن جرائم در جامعه کمک کند آیا در آن صورت باز با اسلام مخالف است؟ پس ادیان برای چه آمده اند؟ جز برای رستگاری بشر. منبع: جرس

سیاسی

ارسال نظر به عنوان مهمان

شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

آخرین اخبار بخش ها