نامه به فراكسيون نمايندگان كُرد و اهل سنّت مجلس شوراي اسلامي!

  • انداز قلم

بسم الله الرحمن الرحيم

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶

فراكسيون محترم نمايندگان كُرد و اهل سنّت مجلس شوراي اسلامي ايران!
سلام عليكم!
با آرزوي اخلاص در نيّت، شهامت در اقدام و توفيق در انجام مسئوليت برايتان نظر شما را جهت اقدام عاجل و پيگر براي جلوگيري از وقوع فتنه و بحران در كردستان، همه‌ي كردستان ايران، در همه‌ي مناطق سنّي نشين كشورمان به مطالب ذيل جلب مي‌‌‌‌‌نمايم:
يكي از روحانيون اهل منصب كه از اوايل انقلاب تاكنون در سنندج مركز استان كردستان زندگي مي‌كند، و علي القاعده مي‌بايست با روحيّات مردم غيور اين خطّه و،  شرافت و شخصيّت به حقّ  ملّي و مذهبي آنان آشنا باشد ، و نيز حسّاسيّت اوضاع اين منطقه را به خوبي درك كرده و بفهمد؛  با اين وجود،  متأسّفانه فارغ از همه‌ي اين ملاخطات، چندي پيش در يك سخنراني در حسينيه ي سنندج مطالبي را ايراد نموده است كه در واقع دعوت آشكار به جنگ ملّي و مذهبي در اين ديار تازه از جنگ رسته و به آرامش رسيده است، كه از انقلاب به اين سو همه‌‌اش دو سال است نفسي راحت كشيده و اميدوارانه به آينده مي‌نگرد، آن هم در سايه ي حما سه ي عظيم سالهاي اخير. روزنامه‌هايي همچون جمهوري اسلامي و كيهان نيز با آب و تاب آنرا به رشته ي  تحرير درآورده‌اند. و همچنين هفته نامه سيروان در شماره بيست و ششم، 19 ديماه جاري، البته اين نشريه با اين بهانه و تحت اين عنوان: « با توجه به ويژگي خبر مذكور و چاپ آن در دو روزنامة منسوب به جناح محافظه‌دار و انحصار طلب كشور... درپي مي‌آيد».

مصاحبه‌ها و نامه‌ها
اينك قسمتهايي از اين سخنراني: «خواهران و برادران، فضا،  فضاي ملتهبي است، اينجا مرز است و آسيب‌پذير، به 15 سال قبل برگرديد ببينيد در اين منطقه چه خبر بود؟ به خدا قسم،  اگر زمينه را اينجا آزاد بگذارند، اگر نيروهاي امنيتي ضعيف عمل كنند، و اگر برخورد نشود، همان حوادث تكرار خواهد شد. بدانيد از نظر امنيتي الآن وضعيّت كردستان ملتهب است و در لبه خطرناك قرار گرفته است»
در جاي ديگر مي‌گويد:« يك آقايي را كه امام از وي به عنوان فرد فاسد و مفسد و ريشه فتنه در كردستان ياد كرده، امروز نماينده مجلس ما اين آقا را به عنوان «علّامه» مطرح مي‌كند و در نشريه‌اي هم كه آزادانه منتشر مي‌شود».
مي‌بينيم اين آقا در زماني فضاي كردستان را ملتهب معرفي مي‌كند كه شما نمايندگان مردم كٌرد از لرستان تا آذربايجان، و نيز همة موكلّين شما و بلكه تمام ملّت و مسؤلين واقع بين و خيرخواه و نيك انديش ايران بر اين امر اعتراف و اذعان دارند كه: از بدو انقلاب  ملّت ايران تاكنون، كردستان به اندازة اين بر هه در آرامش و امنيّت نبوده است. اگر اين آقا و همفكرانش اين واقعيّت را نمي‌خواهند بپذيرند آن را به همه پرسي از مردم كردستان بگذارند، و براي اينكه هزينه بردار نباشد همزمان با انتخابات رياست جمهوري اين كار صورت گيرد ـ اگر تا آن وقت منطقه را بحراني نكنند ـ  تا واقعيّات پشت و روي پرده بر همگان به ويژه دلسوزان راستين كردستان و ايران عيان گردد.
و جالب‌تر اين كه او بلافاصله براي «التهاب» ادّعايي كنوني در كردستان به پانزده سال قبل مثال مي زند!و براي تحريك و جريحه‌دار كردن و نمك پاشيدن بر زخمهاي كهنه و التيام يافته ي  مخاطبان بالفعل خود و، به كمك روزنامه‌هاي، بالقوّه‌اش نيز، آنان را به آن سالهاي دورِ ناخوشايند مي‌برد!؟  به اين هم قانع نشده  نيروهاي امنيّتي را با شدّت و حدّت تمام عليه امنيّت و آرامش بي‌سابقه ي موجود در كردستان دعوت و تحريك مي‌نمايد! و مي‌گويد: « اگر نيروهاي امنيّتي ضعيف عمل كنند، و اگر برخورد نشود، همان حوادث تكرار خواهد شد». و به طوري كه ملاحظه مي‌كنيد بازهم بر « ملتهب بودن، و در لبة خطرناك قرار گرفتن كردستان» اصرار و تأكيد دارد!؟
راستي چرا؟، راستي مأموريّت و وظيفه ي كساني كه از جانب  حاكميّت به كردستان فرستاده مي شوند، و نان در كردستان بودن را مي خورند اين است؟
اين است كه اگر مردم اين ديار هميشه مظلوم و محروم، اندك زماني در امنيّت و آرامش به سر برند اين را از آنان دريغ بدارند؟!، حاكميّت و نيروهاي امنيّت و انتظامي را بر آنان بشورانند؟!، و اگر قرار باشد به دليل همين امنيّت منطقه، سرمايه‌گذاريهاي داخلي يا خارجي در آن بشود، با اين اعلام خطرها از آن جلوگيري به عمل آيد؟،  و اگر نمايندگان وظيفه شناس و قدردان اين مردم به وظايف قانوني، ملّي و مذهبي خويش قيام كنند، و به جاي تملّق و ثناخواني  اين و آن، با رعايت شخصيّت در خور يك وكيل، حرف دل موكلّين‌شان را بر زبان و قلم بياورند، مورد تهديد و توهين قرار بگيرند؟ كه اين،  در واقع تهديد و تحقير موكّلين آنان خواهد بود!، و اگر مسؤليني اجرائي در منطقه پيدا شوند كه بخواهند مردمي باشند و خدمت كنند با زير ضربات شلّاق تهمت قرار دادن‌شان بكوشند آنان را نيز از اين مردم كمتر دلسوز ديده بگيرند؟!،
واقعاً كه حيف! اين ضرب المثل مال همه ايرانيان است: « نمك را خوردي نمكدان مشكن!».
اين آقا مقدّم بر اين فرمايشاتشان جملاتي مي‌گويد كه عملاً به جنگ و تشنّج دعوت مي‌كند، آنجا كه: به برجسته‌ترين رهبر مذهبي اهل سنّت كردستان و ايران؛ كسي كه قيام مردم مسلمان اين منطقه و اكثريت اهل سنّت ايران را عليه نظام شاهنشاهي رهبري نمود، كسي كه اكثريّت قريب به اتفاق نيروهاي صادق و خدوم مسلمان كرد در عرصه‌هاي گوناگون خدمت به دين و مردم از شاگردان، پرورش يافته  گان و هواداران مكتب ايشان بوده و هستند، كسي كه  نه  تنها اكثريّت بالاي مردم مسلمان كردستان بلكه در حدّ بالايي نيز اهل سنّت ايران و ساير مسلمانان جهان به  او و نظراتش ارادت وعلاقه داشته و دارند، و او را مجاهدي في سبيل الله و انديشمندي مجتهد و وارسته شناخته‌اند؛ و بالأخره كسي كه سران رده بالاي قديم و جديد نظام به شجاعت، مجاهدت و فضل و دانش او اعتراف و اذعان نموده‌اند، آري اين آقا به اين چنين شخصيّتي يعني: علامه ي مجاهد كاك احمد مفتي‌زاده توهين كرده! و براي اين اقدام جنگ افروزانه و تشنّج آفرين و غير ديني ( كه الفتنة أشدّ من القتل) از سخنان امام خميني هزينه و از آن استفاده ي ابزاري مي‌نمايد! غافل از اينكه اين هزينه كردن، افزودن بر تحريف كلام امام، نسبت دادن تضّادگوئي به ايشان نيز مي‌باشد زيرا مردم در صحنه‌ي كردستان، خود شاهد بودند كه امام در طليعه ي پيروزي انقلاب در نامه‌اي، با دستخط خودشان خطاب به علامه مفتي‌زاده چگونه شجاعت، مجاهدت و دانش  ايشان را مي‌ستايند  ــ كه فتوكپي آن پيوست مي‌باشد.ــ پس چگونه مي‌شود بعد از آن، كلماتي آن چنان بر زبان يا قلم امام جاري گردد؟
مسئوليني كه در كردستان با مردم زيسته‌اند ــ نه آناني كه به هردليل يا شايد تنها به يك دليل در ميان مردم نبوده‌اند ولذا آنها را نشناخته‌اند ـ خوب مي‌دانند كه علاّمه مفتي‌زاده در سويداي قلب اين مردم جاي گرفته است و استخراج پذير نيست.
پس هركس كه براي شخصيّت و عقايد اين مردم احترام قايل باشد، با كلمات خلاف احترام، آنان را جريحه دار نمي‌سازد، و آتش تنفّر و فتنه‌ را در قلب و، در ميان آنها شعله‌ور نخواهد كرد، از ديگر سوي حكيم فرزانه  سعدي شيرازي ـ عليه الرحمة ـ  چه زيبا گفته است:
بزرگش نخوانند اهل خردكه نام بزرگان به زشتي برد.
در نهايت، انتظاري كه از شما نمايندگان محترم مي‌رود اين است: با توكّل به خدا، و اعتماد به پشتيباني مردم، به آية «ولايخافون لومة لائم»، تمسّك جسته، و به مسئوليّت خطير وكالت از مردم جامهي عمل بپوشانيد و در اين راستا مسئولين ذي‌ربط و دلسوز قواي سه‌گانه را از التهاب و تشنّجي كه در شرف ايجاد و تكوين است!  ــ نه اينكه بالفصل وجود داشته باشد ـ  مطّلع سازيد، و همچنين از ايجاد كنندگان و ابزار آنان! هرگز فراموش نشود: همواره كساني بوده‌اند و خواهند بود كه بحران و تشنّج را بر جوّ سالم و آرام برتر بدارند!
بديهي است ما نيز همچون همه‌ي بانگ برآورندگان ديگر دوست داريم  از نزديك به ما گوش فرا داده و مجبور نشويم خارج از حدّ ضرورت صدا را بلند گردانيده و به تارهاي صوتي خويش فشار و صدمه وارد كنيم تا بلكه آن را به مستمع‌هاي دورتر و دورتر برسانيم. با اين وصف اگر گوش شنواي نزديك نيابيم  ـ علي رغم ميل خود ـ براي نجات از خطر و نابودي به اين اقدام توسّل خواهيم جست!
با آرزوي توفيق خير براي شما و ساير دست‌اندركاران دلسوز كشورمان و عدم نياز به فرياد كشيدن:

حاكم شرع كردستان در امور اهل سنّت
حسن اميني
79/10/26

 


رونوشت:
1- آقايان: دكتر سيد اسعد شيح الاسلامي مشاور رياست جمهوري در امور اهل سنّت و سيد معروف صمدي مشاور وزير كشور.
2- استانداري كردستان.
3- هفته‌نامه‌هاي سيروان، ئاويه‌ر (آبيدر)، مبين.
4- روزنامه‌‌هاي حيات نو، همبستگي، كيهان، جمهوري اسلامي،  دوران امروز و آفتاب يزد.
5- ماهنامه كيان و پيام امروز .
6- فصلنامه نداي اسلام
..........................................................................
نامه امام خميني به كاك احمد مفتي زاده
بسمه تعالي
دانشمند ارجمند و روحاني شجاع جناب آقاي احمد مفتي زاده دامت افاضاته
به عرض مي رساند
زحمات و فعاليت هاي مداوم شما در امر مبارزات اسلامي و كوشش هاي شما در ايران پيوسته مورد قدرداني و تشكر بوده، اميد است هميشه در انجام وظائف الهي و پيش برد مقاصد اسلامي موفق و مؤيد باشيد .
اينك جناب حجة الإسلام آقاي حاج شيخ حسين سوري دامت بركاته كه از مدرسين حوزه ي مقدّسه ي علميه ميباشند از طرف اينجانب بدان منطقه اعزام مي شوند، هرگونه مطلبي باشد مي توانيد با ايشان در ميان بگذاريد تا جناب ايشان به اطلاع من برسانند.
اميد است با تلاش هاي پي گير آقايان هر چه زودتر حكومت اسلامي برقرار گردد.

 

والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته روح اله موسوي خميني

21 ربیع الاول 1399هجری قمری