چهارشنبه, 04 ارديبهشت 1398

بسم الله الرحمن الرحيم

80/11/5

در هفته‌نامة سيروان، شمارة 34، مورخه 22 ديماه 80، صفحه اول، تيتر درشتي با اين عنوان: «تحليل نماينده ولي فقيه در كردستان از تهديدات مذهبي در مناطق كردنشين» نظرم را به خود جلب نمود. تفصيل آن را در صفحة 2 يافتم. چند بار آن را مرور كردم، هر بار بر تأسف و تعجبم افزون مي‌گرديد، تأسف از اينكه: در زمانيكه كل جهان اسلام و جهان سوم در معرض تاخت و تاز و تجاوز كفر جهاني و استعمار و استبداد قرار گرفته است، و برادران و خواهران ما در فلسطين، افغانستان، چچن، كشمير هندوستان، پاكستان و ديگر نقاط دنيا با هر مرام و مشرب و يا مذهب و مكتب اسلامي شكنجه و سركوب، و قتل‌عام و نابود ميشوند، نمايندة مذهبي حاكميت به درازاي عمر انقلاب در ديار ما، در جلسة ائمه جمعة مناطق كردنشين و روحانيان مسئول و منصوب خويش در اين مناطق، نسبت به اين جنايات و خطرات تهديد كنندة همه‌‌ي مسلمانان و اسلام خم به ابرو نياورده و هيچگونه اعلام خطر و تهديدي نفرموده، بلكه خطر بزرگ، گريه آور و لرزه بر اندام انداز!

پاسخ به آگهی احضار مندرج در روزنامه کیهان
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

بسم ‌الله ‌الرحمن ‌الرحيم

به‌تاريخ 83/11/20 در بخش آگاهيهاي روزنامه كيهان اطلاعيه‌اي از طرف شعبه اول دادگاه عمومي سنندج، تحت عنوان «احضار متهمان» درج گرديده بود كه در آن اسم هفت نفر از جمله حسن اميني ذكر شده‌است(كه اينان به اتهام «نشر اكاذيب» در هفته‌نامه‌ توقيف شده‌ي «پيام مردم» تحت تعقيب هستند، وچون طبق گزارش نيروي انتظامي مجهول‌المكان!!
مي‌باشند، بدينوسيله به آنان ابلاغ مي‌شود در تاريخ 84/3/4 در شعبه فوق‌الذِكر آن دادگاه حضور بهم رسانند، در غير اين‌صورت دادگاه غياباً اقدام به صدور حكم برايشان خواهد كرد.) با توجه به اين‌كه هفته‌نامه پيام مردم در شماره دهم مورخه 29 ارديبهشت 1383، بيانيه‌«مكتب قرآن كردستان» را با امضاي اينجانب حسن اميني در پاسخ و ردّ كتاب موهن و كفرآميز «حقيقت وحدت در دين» نوشته شخصي به‌نام آيت‌الله يعسوب‌الدين رستگار جويباري چاپ كرده‌بود، تصور مي‌شود كه حسن اميني مذكور در آن احضاريه، من باشم!


هرچند با توجه به توضيحاتي كه در پي خواهد آمد بسيار بعيد و دور از تدبير مي‌نمايد. بهر حال به فرض اينكه متّهم نامبرده من باشم قبل از حضور در دادگاه همراه وكلايم و لايحه‌ي حدوداً چند ده صفحه‌اي (البته آن‌هم در صورت دريافت احضاريه كتبي و حضور هيأت منصفه از آگاهان اهل سنت و نيز حضور خبرنگاران در دادگاه علني) لازم ديدم مطالبي را ـ فعلاً ـ بسيار خلاصه بيان نمايم :
1- اتّهام همه‌ي نامبردگان در آن احضاريه ـ از جمله اينجانب ـ «نشر اكاذيب» ذكر شده است. اين در حالي‌است كه: بيانيه‌ي منتشره با امضاي اينجانب و چاپ شده در «پيام مردم»، بعد از شروع با بسم‌الله…، الحمدلله و فرستادن صلوات بر پيامبر بزرگوار اسلام و ياران و احبابش، عبارت است از پنج مطلب ولاغير: 1- آيات 10-8 از قرآن، سوره مباركه حشر با معاني آنها2-. يك حديث صحيح رسول‌الله (ص) از ديدگاه اهل سنت! در باره لقب راشدين براي خلفاي اربعه آن حضرت 3- دفاع از اصحاب رسول‌الله (ص) و أمهات المؤمنين 4- سه سؤال از مسؤلان حكومت 5 - و در نهايت، نصيحت مسؤلين و توصيه به آنان در جهت خير ومصلحت اسلام و مردم ايران. اكنون اين پرسش‌ها مطرح است (اگر اين هم به حساب نشر اكاذيب نوشته نشود!) : آيا اكاذيب (دروغ‌هاي) آن بيانيه كه قرار است من به خاطر امضاي آن محاكمه شوم! مقدِمه‌ي آن است يعني: بسم‌الله … و … ؟! يا مطالب اول‌و دوم يعني آيات قرآن و حديث رسول‌الله (ص) !!؟. يا مطلب سوم يعني دفاع از اصحاب رسول‌الله و امِهات المؤمنين ـ صلي الله عليه و عليهم أجمعين ـ؟!، و يا مطالب چهارم وپنجم يعني سؤال‌ها از مسؤلان و نصايح وتوصيه‌ها به ايشان !؟ پر واضح است در مورد مقدِمه و مطالب اول ودوم آن بيانيه، امكان ندارد هيچ مسلماني و صف «كذب» بكار برد زيرا از نظر همه‌ي مسلمانان طول و عرض تاريخ اسلام، أصدق الحديث، كلام خدا و رسول او محمدالمصطفي(ص) بوده و هست. قطعاً نبايد مراد مطلب سوم هم باشد زيرا در اين‌صورت بايد همه‌ي اهل سنت را كاذب دانست و به محاكمه كشيد! بالأخره مطالب چهارم وپنجم هم كلام انشائي هستند نه خبري، كه وصف صدق وكذب بكار بردن براي «انشاء» غلط و جاهلانه مي‌باشد، در دنياي پر از عجائب و غرائب كه در آن به سر مي‌بريم اين احتمال را هم نبايد ناديده گرفت كه: شايد شاكي يا شاكيان به حمايت و دفاع از آقاي جويباري و سخنان گُهربارش برخاسته باشند!!
در هر حال اينجانب بعنوان يك مسلمان پيرو قرآن وسنت، وجان در ره ودوستدار اصحاب رسول‌الله و امهات المؤمنين ـ اگر آن متهم من باشم ـ به نمايندگي از خود و اهل سنت راستين اين قضيه را رها نخواهم كرد، اينك براي روشن‌تر شدن مسأله، عين متن آن بيانيه نيز پيوست مي‌شود.
2- در مورد مجهول المكان بودن خودم هم مي‌توانم بگويم: از سال 1359 (24 سال قبل) كه طي حكم كتبي و رسمي موجود، از طرف مفتي وقت كردستان، جناب علّامه كاك احمد مفتي‌زاده(رحمه‌الله) به عنوان حاكم شرع كردستان منصوب شده‌ام تاكنون در محل اقامت فعلي‌ام يعني خيابان شهدا، كوچه مفتي ساكن بوده وهستم، كمتر خانواده‌ي شهري و روستايي در كردستان بخصوص در سنندج، مريوان و اورامانات هست كه آدرس و شماره تلفن من را نداشته باشد، زيرا در مدِت سال‌هاي يادشده هزاران نفر و خانواده جهت حل مشكل خانوادگي و استفتاء در باره مسائل گوناگون ديني به اين آدرس و شماره تلفن مراجعه نموده و تماس گرفته‌اند.
اگر كمي بيشتر به خود زحمت مي‌دادند و از علماء و حوزه‌هاي ديني اين منطقه يا مناطق ديگر سني‌نشين در جنوب وشرق ايران سؤال مي‌كردند بلافاصله شماره تلفن وهمين‌طور آدرس محل كار وزندگيم را دريافت مي‌كردند.
3- در پايان اعلام مي‌دارم: اينجانب جزء هيأت تحريريه‌ي نشريه توقيف شده‌ي «پيام مردم» نبوده‌ام بلكه فقط همان بيانيه با امضاي اينجانب در آن به چاپ رسيده‌بود، لذا در عين ابراز احترام براي يكايك اعضاي شجاع هيأت تحريريه و ديگر دست‌اندركاران با شهامت آن نشريه، قيد شدن اسم خود را در جمع آن هيأت، توسط هر كس كه باشد، شديداً تكذيب مي‌نمايم.

حاكم شرع كردستان : حسن اميني
31 /84/1

 

كاك حسن اميني

کاک حسن امینی: از دیدگاه اسلام ملت کرد حق دارد همچون تمام ملتهای دنیا مستقل و آزاد زندگی کند.
دین بدون سیاست همچون انسان بی خانه و کاشانه است به عبارتی دیگر: مانند انسان کرو لال است.

کاک حسن امینی عضو شورای رهبری مکتب قرآن کردستان در گفتگو با وب سایت "بو روژهه لات" به سئوالات مطرح شده پیرامون مسائل و مشکلات کردستان، چرایی های مربوط به کاک احمد مفتی زاده و مکتب قرآن، در اوایل انقلاب و اکنون پاسخ گفت. در این مصاحبه که در بهمن ماه سال جاری صورت گرفت کاک حسن حوادث مربوط به 23 تیرماه سال 1358 مریوان و ماجرای جنگ 5 روزه سنندج را تشریح کرد.

مصاحبه با هفته نامه ي پيام كردستان در مورد حوادث یه ک شه وه

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶

سوال: در چند هفته ی گذشته، روستای يه کشه وه ی بوکان خبرساز بود، گويا در آنجا تنش هايي بين امام جماعت روستا و افراد مکتب قرآن روي داد که بعداً روايت های متناقضی از آن صورت گرفت، دقيقاً اتفاقی که افتاد چه بود؟

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين والصلاة والسّلام علي خير خلقه محمّد و علي آله و صحبه أجمعين
ج: اکنون چند هفته به بيش از دوماه کشيده است زيرا اين رخداد ناگوارِ دشمن نواز و دوست آزار در 22/2/85 به وقوع پيوست و به حوادث تاريخی دردآور برای نسل های آينده ی اهل سنّت وملّت کرد افزوده شد. چون- به خلاف توهّمات يکي از جناحهای درگير- من و ما هيچگونه اطّلاعی از ايجاد چنين صحنه ای نداشتيم بلکه مثل شما وديگران بعداً در جريان آن قرار گرفتيم، لذا آگاهی دقيق از کمّ وکيف آن نداريم، تنها از طريق تلفن های متعدّد از منطقه وسپس سخنرانيهای ميزبان و مهمانان! متوجّه اين حادثه شديم، که لوح فشرده ی هر دو، به ويژه مهمانان به دست شما وهمگان رسيده است، امّا چگونگی اين اتّفاق هر چه باشد بی ترديد به زيان اسلام، اهل سنّت وملّت کرد است، زيرا طرفداران طرفين، متعلّق به اين دين وسرزمين هستند، و بايد با همدلی وتفاهم کامل دست در دست هم گذاشته، به ملّت و دين ومذهبشان که به شدّت نيازمند  هستند، خدمت نمايند. همچنانکه در بيانيه ی مکتب قرآن کردستان، مورخه 8/4/85 صفحه 28 خطاب به مردم بزرگوارمان آمده است:

پيام تسليت حاكم شرع مردمي كردستان به مناسبت تخريب مسجد بجنورد
۱۶ آبان ۱۳۸۶

إنالله و إنّا إليه راجعون
برادران و خواهران مسلمان اهل سنّت بجنورد! السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
خبر تأسف بار غير ديني و غيرقانوني تخريب مسجد آن ديار به دستم رسيد. اينجانب از طرف خود و اهل سنّت بيدار و راستين كردستان ضمن اعلام هم دردي و هم صدايي با شما در تقبيح و محكوم كردن عمل ضدّ اسلامي و ضدّ انساني تخريب مسجد و عبادتگاه تان، شما را به مفاد آيه  «و من أظلم ممن منع مساجدالله أن يذكر فيه اسمه و سعي في خرابها ...»تسليت مي دهم كه خداوند، آمران و عاملان اين جنايت عليه اسلام و آزادي عقيده را «أظلم»: ستمكارترين انسانها خوانده است، و با توجه به آياتي ديگر در قرآن كه «أظلم» در آنها نيز به كار رفته، آنان را مرادف مفتري (1)، تكذيب كنندگان آيات خدا(2)، روي گردان از آيات خدا(3)، مجرم(4) و بالأخره كافر(5) مي شمارد، پس صبور و مقاوم باشيد كه: إنّ الله مع الصابرين. در نهايت اين مصيبت مؤلم را به ساير مسلمانان وحدت طلب و ضدّ تفرّق ايران نيز، چه سنّي و چه شيعه تسليت مي گويم.

حاكم شرع مردمي كردستان: حسن اميني
15/8/1386

(1)سوره هاي انعام آيات/ 21 و 93 و144، اعراف/37، يونس/17 و 32 هود/18، كهف/15، صف/7
(2)انعام/157، اعراف/37 و يونس/17
(3)كهف/57 و عنكبوت/68
(4)يونس/17
(5)اعراف/37، زمر/32 و عنكبوت/68

مذهب خط قرمز ماست!

۱۱ مهر ۱۳۸۷

...آيا درست است وقتي به اين يقين رسيده باشيم که فردا عيد است، تنها به خاطر هماهنگي يک يا دو روز، آن را به عقب بياندازيم و دم بر نياوريم؟ و بعد با کمال وقاحت بگوييم اين سخنان ما با مذهب شافعي نيز سازگار است؟ البته اين مانند آن است که گفته باشيم مذهب شافعي خلاف قرآن عمل کرده است.
من به شما و ساير علمايي که به نام اعضاي شوراي روحانيت يا هيأت امامان جمعه و جماعت، چنين سخناني را به زبان مي رانيد، مي گويم: اي ماموستايان! فرداي قيامت چه پاسخي خواهيد داشت؟ آيا اين حديث را شنيده ايد که رسول خدا - صلي الله عليه و سلم- مي فرمايد:
«لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق» "
"... این سئوال را از مردم شافعي مذهب منطقه دارم که آيا حاضرند چنين توهين هايي را در حق سر مذهب و امامشان تحمل کنند؟ آيا اجازه مي دهند به زبان امامانشان دروغ و افترا بسته شود؟

بسم الله الرحمن الرحيم

من المؤمين رجال صدقوا ما  عاهدوا الله عليه فنهم من قضي نحبه ومنهم من ينظر و ما بذلوا تبديلاً (صدق لله العظيم)
جناب آقاي مولوي عبدالحميد امام جمعه محترم اهل سنّت زاهدان و مدير حوزه علميه ي اهل سنّت دارالعلوم!
السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته!
بار ديگر قساوت و درنده خوبي از قلوب مريض دين به دنيا فروشان بيرون جسته، و توسط دست آموزاني همچون خودشان از خدا بريده و از خلق رميده در ديار شما به كار افتاده و جنايت آفريد، و برادر طلبه، «شمس‌‌‌‌‌‌‌‌‌الدين كياني» جواني كه خود را وقف خدمت به دين و بندگان خدا نموده بود، وحشيانه با شكنجه و سوزاندن به شهادت رساندند! تا به گمان ابلهانه ي خود چند صباحي بيشتر موقعيت رو به زوال خويش را حفظ نموده، و از روند همسو با سنّت الهيِ اصلاحات و پاكسازي تزوير و فساد شايع در جامعه، جلوگيري نمايند. غافل از اين كه « ولن تجد لسنه الله تبديلا» و:«الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم».


اينجانب در عين تقبيح و محكوم نمودن اين اقدام نابخردانه و جبونانه، اين حادثه جانگداز را از طرف خود و بسياري از مسلمانان و هموطنان اهل سنّت و كُرد اين ديار به شما و اساتيد كرام و طلاب عزيز آن حوزه مباركِ پروراننده ي شمس الدين‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ، و نيز به اعضاي محترم خانواده آن شهيد محبوب، تسليت عرض مي‌نمايم . قطعاً ناگفته، همدلي و همدردي ما را با خودتان دريافته و مي‌پذيريد.
اما آنچه در اين گونه مواقع ضروري و جاي تأمل و تدبر مي‌باشد، حاكم گردانيدن خرد و دانشِ ديني بر احساسات نفساني و خواسته‌هاي قلبي است. زيرا اين اوّلين جنايت عليه ما اهل سنّت ايران نبوده است همچنان كه آخرين نيز نخواهد بود. آمران و عاملان اين مرحله ها همان آمران و عاملان به شهادت رسانيدن شيخ «محمد ضيائي»، دكتر «احمد صياد» آقاي «كاظمي» دكتر «عبدالعزيز بجد» ماموستا  «محمد ربيعي» ماموستا «فاروق فرساد» و دهها تن ديگر از علما و انديشمندان و روشنفكران اهل سنّت مي‌باشند چنانكه آمران و عاملان شهادت و ترور دكتر «سامي»، «فروهرها»، مهندس «برازنده»، «ميرعلائي»، «زال زاده»، «محمد مختاري»، «محمد جعفر پوينده»، «سعيد حجاريان» و ... از روشنفكران و مذهبيون اهل تشيع همانها بوده و هستند. با اين حساب علّت جنايت عليه آقاي كياني و ساير شهداي مذكوريا غير مذكور اهل سنّت تنها سنّي بودن آنها نيست ، بلكه گناه مشترك همه قربانيان اين ترورها روشنگري، حق‌‌طلبي، آزادي خواهي و عدم تسليم در برابر زورگويي ها و بي‌منطقي ها بوده است. امّا سرانجام اين جنايتكاران به كجا خواهد انجاميد؟ خداوند در مورد آنان اين چنين مي‌فرمايد:
«إنَّ الذين يكفرون بآيات الله و يقتلون الذين النبييّن بغير حقّ و يقتلون الذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشّرهم بعذابٍ أليم،اولئك الذين حِبطت أعمالهم في الدنيا والاخرة ومالهم من ناصرين».
مي‌بينيم كه آنها را به عذاب دردناك، احباط عمل در دنيا و آخرت، و سرانجام به درماندگي و دريوزگي و بي‌كسي و مفلوكي تهديد مي‌نمايد. با توجه به اين واقعيّات ما بايد سخت مواظب باشيم كه نه در قول و نه در عمل طوري برخورد نشود كه موجب سوءاستفاده تفرقه‌اندازان مخالف با آزادي و آزادگي هركس و هر مذهب و مكتب گردد، و از اين رهگذر آتش جنگ مذهبي را شعله‌ور سازند، و خوشدلان و زودباوران از هر دو طرف را به جان هم بيندازند، و خودشان از دور نگاه كنند، تا در نهايت راحت‌تر و بهتر به اهداف شوم خود دست يابند. حقيقت اين است كه اينها از دين و مذهب نيز براي رسيدن به: «ظاهراً من الحياة الدنيا» و حفظ آن، استفاده ابزاري مي‌نمايند؛ اما: وسيعلم الذين ظلموا أيّ منقلبٍ ينقلبون.
در خاتمه، اجر جزيل و صبر جميل را براي همگان بخصوص خانواده ي داغدار و محترم آن شهيد عزيز از خداوند منان خواستارم. و از اين كه نتوانستيم در مراسم تشييع جنازه ي آن شهيد سعيد به زادگاهش، و نيز در ايّام عزاداري حضور داشته باشيم، صميمانه معذرت مي‌خواهيم.

 

برادر ديني ا‌تان از سنندج:
حسن اميني حكم شرع كردستان در امور اهل سنت.

مقالات دیگر...

آخرین اخبار بخش ها