پنج شنبه, 03 خرداد 1397
شناسه خبر:2098

نامه سرگشاده‌ی منصور سبحانی برادر شهید کاک ناصر سبحانی به ملت شریف ایران

  • انداز قلم

متن کامل نامه سرگشاده منصور سبحانی به ملت شریف ایران

به نامه الله
این روزها همه ستم دیدگان دل نوشته هایی دارند:

اخبار ایران

تلخ ترین و غم انگیزترین اشک هایی که از فقدان مغزهای متفکران در جوامع اسلامی بر گونه ها جاری میشود،بخاطر سخنان ناگفته و تلنبار شدن مکنونات در سینه های پرمحنت ناشی از فضای اختناق در نظام های مستبد و خودکامه است.چه بسا سیستم های حکومتی آن چنانی که برای تثبیت و تحکیم سلطه ی خویش حق حیات ملت های تحت سیطره را به چنبره کشانده و عرضه ی زندگی را بر همه تنگ و تار کرده اند.و برخلاف قانون و صرفا در راستای مصالح خویش خون فرهیختگان و اندیشمندان و دگراندیشان را بر زمین می ریزند و ازسوی دیگر چشم و گوش آحاد مردم را از دیدن و شنیدن حقایق،کور و کر نموده تا به حاکمیت نامشروع خویش تداوم بخشند.در روزهای اخیر اعدام شهروند اهل تشیع کشور عربستان،آقای نمرباقرالنمر افکار عموم جهانیان را به خود مشغول کرده است.بنده هم بعنوان فردی از جامعه ی اهل سنت و جماعت ایران قتل نامبرده و اعدام نامبرده جمعی دیگر از شهروندان عربستان را از نگاه انسانی و نه از منظر پرونده قضایی آنان و کشتار محکوم و اینگونه کشتار ها را بدست حکام عربستان نافی حقوق بشر تلقی مینمایم.در این راستا اظهارنظر مقامات نظام حکومتی ایران بسی جای تامل است.اگرچه در بدو تشکیل این نظام تاکنون بیش از 80 نفر از علمای طراز اول و طلاب اهل سنت ایران در راستای قتل های زنجیره ای و اعدام های غیرقانونی به جوار رحمت حق پر گشوده اند،اما در میان این لیست طویل بنده بعنوان برادر استاد شهید علامه شهید ناصر سبحانی (ره) از ابراز تالم و تاثیر مقامات ایرانی متعجب شدم؛متعجب از نگاه تبعیض آمیز و موضع گیری متناقض و دفاع از حقوق شهروندان کشورهای دیگر از یک سو و نادیده گرفتن و پایمال کردن خون و عرض شهروندان ایرانی تبارایشان و هیچ کدام از سوی دیگر.ثانیا بسی جای افتخار است پس از افشای خبر شهادت ایشان،هیچکدام از حکام کشورهای به اصطلاح اسلامی حمایت و اظهار تاسف و تشنج زایی ننمودند؛که این موضوع بیانگر صدق و راستی ایشان بود تا برای پیشبرد اهداف دعوت و اصلاحش وابستگی به هیچکدام از حکام را شرعی نمی دانست تا با حمایت کشوری،امنیت و توازن ملت ایران را به مخاطره اندازد.ثالثا حامیان داخلی و خارجی ایشان حرکت های اسلامی و شخصیت های شهید جهان بودند که با ارسال نامه ها و تلگراف ها به مقامات وقت استخلاص ایشان را از بند ستم خواستار و بعدها هممدت شهادتش را محکوم کردند.رابعا مقامات مدافع حقوق بشری،چرا این مرد مصلح را بخاطر نقد حق، سازنده و منصفانه اش بعنوان ناصح امین مبنی بر فاصله گرفتن نظام از اهداف انقلاب و مصالح ملت زندانی کردند و برای یک بار م با خانواده مظلوم ایشان ملاقاتی ترتیب ندادند و بدون اطلاع ما خانواده و پیروانش،ایشان را شهید و جسدش را در نقطه ای نامعلوم دفن کردند و خبر شهادتش را پس از 37 روز به من که برادرش هستم اطلاع دادند؟سپس خدا را تکذیب و سه ماه بعد ناچار به اعتراف شدند. چرا جسد آن بزرگ مرد را پس از تحویل افتای علمای دینی،مبنی بر جواز شرعی نبش قبر به ما خانواده تسلیم نکردند.چرا وصیت نامه و دست نوشته هایش از ما دریغ کردند.این موارد و ده ها مورد دیگر خون دل و ناگفته های خانواده و پیروان آن ناصح دین و شهید والا مقام است،که هیچگاه از اذهان ما و نسل های آینده زدوده نشده و به بوته ی فراموشی سپرده نمی شود.
آیا سزاوار بود فرزند،برادر،همسر،پدر و پیشوای مارا بدون ارتکاب هیچگونه جرم و گناهی-جز نقد ناصحانه-شهید کنند و آیا تابحال مسئولین نطام از خود پرسیده اند که این دانشمند دینی گرانقدر و مفسر و مجتهد بزرگ به کدامین گناه کشته شد؟بدون تردید شما مقامات نظام برای همیشه مدیون و پاسخگوی خون به ناحق ریخته آن مفسر بزرگ قرآن و بازماندگان و پیروانش به طور اخص و کل جامعه بشریت به طور اعم خواهید بود.
                    والسلام علی من اتبع الهدی
                    منصور سبحانی پاوه-دوریسان
           94/10/18

ارسال نظر به عنوان مهمان

شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

آخرین اخبار بخش ها