سه شنبه, 20 آذر 1397

یک نماینده مجلس در ایران ادعا کرد پس از دوبار بررسی در دو سال گذشته، برای کمیسیون بهداشت مجلس ثابت نشده است که پارازیت بر سلامت مردم تاثیر منفی می‌گذارد.

احمد آریایی نژاد عضو کمیسیون بهداشت مجلس گفت: “:اگر کسانی مدعی باشند که پارازیت‌ها بر سلامت افراد تأثیر گذاشته و یا باعث سقط جنین و ناباروری می‌شود بارها و بارها حاضریم این موضوع را بررسی کنیم تا شبهه رفع شود”.

آقای آریایی نژاد گفت: “نیت برخی افراد ار اینکه پارازیت را برای سلامت مردم مضر می‌دانند “مسائل دیگر” است و این موضوع باید بدون “غرض ورزی” و با کارشناسی بررسی شود”.

در سالهای گذشته که حکومت ایران از ارسال پارازیت برای مختل کردن شبکه‌های ماهواره‌ای استفاده کرده، برخی مقامات مسئول و پزشکان در باره آثار سوء این امواج بر سقط جنین، ناباروری، سرطان، سلامت روان و بیماری‌های دیگر هشدار داده‌اند.

نهادهای مختلف، نمایندگان مجلس و مسئولان در این زمینه اظهاراتی ضد و نقیض داشته‌اند و در حالیکه که برخی اظهار نگرانی کرده‌اند گروهی دیگر از بی‌خطر بودن پارازیت‌ها صحبت کرده‌اند.

برای مثال، دو سال پیش فراکسیون محیط زیست مجلس، انتشار پارازیت های ماهواره‌ای را “نگران کننده” خوانده و میزان آن را در تهران “خارج از حد استاندارد” دانسته بود.

این فراکسیون توصیه کرده بود “توان و قدرت این امواج در حد استاندارد باشد” و در مواردی که جنبه “امنیت ملی” دارد و بنا به ضرورت، در زمان “محدود” انجام شود و مستمر نباشد.

با این حال نبود تحقیقات جامع علمی و طبی باعث شده این موضوع هیچگاه بصورت مستدل ثابت نشود.

بزرگترین مانع بر سر این تحقیقات این است که فرکانس این پارازیت‌ها و میدان الکترومغناطیسی که ایجاد می‌کنند روشن نیست از این رو محققان نمی‌توانند آثار این نوع پارازیت را بررسی کنند.

پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت از تشکیل کارگروه بررسی کارشناسی اثرات پارازیت بر سلامت انسان با همکاری وزارت ارتباطات و فن‌آوری، سازمان انرژی اتمی و سازمان محیط زیست و با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی خبر داده بود.

اما نتایج کار این گروه به درستی منتشر نشده و وزیر بهداشت هم اظهار نظر قطعی را موکول به سال‌ها مطالعه و مشاهده کرده است.

برخی کارشناسان نتایج تحقیقاتی را که در ایران منتشر شده و بر اساس آن نهادهای مختلف، پارازیت‌ها را بی‌خطر دانسته‌اند، زیر سوال برده و معتقدند این تحقیق درباره امواج موبایل انجام شده و درباره امواج پارازیت تحقیقی صورت نگرفته و نمی‌توان نتیجه تحقیق درباره امواج دیگر را به پارازیت‌ها تعمیم داد.

در خارج از ایران هم تحقیقی درباره امواج پارازیت انجام نشده چون ایران از شیوه‌ای غیر متعارف برای تولید امواج پارازیت استفاده می‌کند و مشخصات امواج تولید شده هم مشخص نیست.منبع:هرانا

دادستان عمومی و انقلاب کرج گزارش‌ها درباره بستن معلولان با طناب و زنجیر در آسایشگاه فردیس را تایید کرد. خبرگزاری ایسنا به نقل از رضا شاکرمی، دادستان عمومی کرج نوشته است این مرکزِ معلولان توسط بهزیستی استان البرز پلمپ و پرونده آن به دادستانی فردیس ارسال شده است.

به گفته او آثار طناب و زنجیر بر روی بدن ۲۰ تن از معلولان مشاهده شده و دو تن از معلولان هم آسیب جدی دیده‌اند. آقای شاکرمی در عین حال گفته است تا کنون هیچ مدرکی مبنی بر استفاده از سگ برای شکنجه معلولان بدست نیامده است.

به گفته این مقام قوه قضائیه در بازرسی سازمان بهزیستی از این مرکز مشخص شده که خدمه و آشپز با پوشیدن لباس پرستاری اقدام به نگهداری از معلولان می‌کرده‌اند.

بر پایه گزارش رسانه‌های ایران در آسایشگاه معلولان فردیس بین ۹۰ تا ۱۳۵ معلول ذهنی و جسمی نگهداری می‌شدند.منبع:رادیوفردا

یکی از فعالین حقوق کارگری ایران بر اثر سکته‌ی قلبی در زندان رجایی‌شهر کرج جان خود را از دست داد.
به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، ظهر امروز یک‌شنبه یک فعال کارگری به نام شاهرخ زمانی در زندان رجایی‌شهر کرج جان باخت. وی پنج سال بود که در زندان بسر می‌برد.
کمیته‌ی حمایت از شاهرخ زمانی مرگ او را "مشکوک" خوانده و در بیانیه‌یی اعلام کرده: دستان و دهان او خونی بوده و سرش متورم شده است.
آقای زمانی ٥١ساله ظهر امروز برای هواخواری در محوطه زندان حاضر نشده و این امر به اطلاع‌رسانی در مورد خبر او منجر شده است.

بهداری زندان رجایی‌شهر کرج، سکته‌ی مغزی را عامل مرگ این فعال کارگری عنوان می‌کند.
کمیته‌ی یادشده خواستار کالبدشکافی جسد هستند و عنوان می‌کنند که شاهرخ بیمار نبود و بدن سالمی داشت.
شاهرخ زمانی چندین بار به اتهام فعالیت سندیکایی بازداشت شده و در آخرین مورد آن در خردادماه ٩٠ به ١١ سال حبس محکوم گردید.
پیش از این در فروردین ماه سال گذشته سازمان عفو بین‌الملل، با انتشار بیانیه‌ای، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط او شده بود.

دکتر جلال جلالی زاده

 

وامردی به مه زدی ، تۆ کانگای دەردی ،

له لێوی دەریا به لاشه سەردی ،

ڕوانیت بۆ دایکت به رە نگ زە ردی

پرسیارت کرد

هەو دایکه گیان! بۆ وات لێ هات ؟

بۆ تۆ نیته خاکو وه ڵات؟

 

بۆ ئاواره بووین؟

بۆ کوێ بڕۆین ؟

بۆ کەس نەهات به هانامه و؟

بۆ لات نەکرد تۆ به لامەو ؟

دایکه بده دە ستم قه ڵەم؟

تا بنوسم که من هه ر هه م

چونکه تا ئەو رۆژه خاکو، ئاوو هه وا

ئاسمان، زەوی، بادو، دەریا

ناویان ببێ یا به وشه بێ

به لاوازی یا گەشه بێ

تفو نەحلەت ئەکەن ئەوان

لەو کەسانەی منیان تاران

له ماڵی خۆم لە کۆبانی

له شارێکی کوردسانی

 

****

 

ترجمه ی شعر” دکتر جلال جلالی زاده” نماینده ی مردم سنندج در مجلس ششم و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، که برای کودک غرق دریا شده ی اهل کوبانی سروده اند .

 

تقدیم به دوستان آزاد اندیش :

 

چه مردانه مرگ را دریافتی، تو که درد آشنایی !

 

با جسم سرد و بی روح ات ، تو در کرانه ی دریا

 

به مادرت، که رخساره اش از درد، زرد بود نگاه انداختی، و پرسیدی ؛

 

مادر مادر عزیزم !

 

چرا به این روز گرفتار شدی ؟!

 

چرا تو بی وطن مانده ای ؟

 

وطن نداری؟!

 

به راستی، چرا بی خانمان شدیم ؟

 

کجا باید برویم ؟

 

چرا کسی فریادرس مان نشد؟!

 

چرا نگاهت من را نیافت؟

 

مادر !

 

به دستم قلم بده!

 

تا بنویسم؛ که من هنوز هستم

 

تا وقتی که خاک، تا وقتی که

 

آب، هوا، آسمان

 

زمین، باد و دریا، نام و نشانی داشته باشند

 

یا باد به آرامی بوزد

 

به هرشکل ممکن؛

 

آنها را نفرین خواهند کرد

 

چرا که امنیت و آرامش من را به هم ریختند!

 

در خانه ی خودم در کوبانی

 

یکی از شهرهای کردستان !

یک نهاد وابسته به پلیس امنیت تهران بزرگ از اجرای کنسرت علی‌اکبر مرادی جلوگیری کرد.

علی‌رغم موافقت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، اداره اماکن نیروی انتظامی پایتخت از صدور مجوز برای کنسرت علی‌اکبر مرادی، نوازنده‌ی پیشکسوت تنبور، سر باز زد.

یکی از مسئولان فرهنگسرای "ارسباران" با تأیید خبر لغو کنسرت، "اداره‌ی نظارت بر اماکن عمومی پلیس امنیت تهران بزرگ" را عامل لغو عنوان کرده است.

شهرام صارمی به ایسنا گفته که هفت بار به این اداره مراجعه کرده‌اند اما متأسفانه موفق به دریافت مجوز نشده‌اند.

لغو کنسرت تنبورنوازی علی‌اکبر مرادی در حالی است که مکاتبه‌ی خانه موسیقی با فرماندهی نیروی انتظامی بدون نتیجه و تأثیر بوده و آقای مرادی نیز در واکنش به این خبر اعلام کرد: "من فقط می‌توانم متأسف باشم؛ پس از گذشت بیش از ٣٠سال، ما به کدام سمت حرکت می‌کنیم".

مسؤول بخش موسیقی فرهنگسرای ارسباران در ادامه اضافه کرده است: "براساس قانون، سالن‌های با ظرفیت کمتر از ٥٠٠ نفر، از دریافت مجوز اداره‌ی نظارت بر اماکن معاف هستند، اما به‌دلیل نامعلومی هیچ‌کدام از این موارد رعایت نمی‌شود".

علی‌اکبر مرادی، نوازنده‌ی صاحب‌نام تنبور اهل کرمانشاه است و از مهمترین میراث‌داران موسیقی مقامی تنبور است. او از سال ٧٢ جمع‌آوری و ثبت مقام‌های کهن تنبور را آغاز کرد. این مقام‌ها (٧٢مقام) سال‌ها بعد توسط خانه‌ی فرهنگ‌های جهان در پاریس و بعد از آن در ایران در قالب چهار سی‌دی منتشر شد. مجله‌ی sing line او را یکی از ٥٠ نوازنده برتر دنیا دانسته است.منبع:کردپا

مولانا عبدالحمید بزرگزاده، امام جمعه مسجد طوبی شهرستان ایرانشهر، ظهر دیروز دار فانی را وداع گفته، به لقاءالله پیوست.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مکتب قرآن کردستان به نقل از سنی آنلاین، مولانا عبدالحمید بزرگزاده، استاد حدیث حوزه علمیۀ دارالعلوم حقانیه و امام جمعه مسجد طوبی ایرانشهر، ظهر دیروز یکشنبه 22 شهریور 1394 (29 ذی‌القعده 1436) پس از تحمل چند سال مریضی، در سن 79 سالگی دارفانی را وداع گفت.

قابل ذکر است ایشان صبح دیروز پس از حضور در کلاس درس دوره حدیث دارالعلوم حقانیه و تدریس کتاب جامع ترمذی، به رحمت ایزدی پیوست.

مولانا بزرگزاده متولد 1315 هـ ش و دانش‌آموخته جامعه بنوری نیوٹاون پاکستان بود.
ایشان پس از دانش‌آموختگی، در حوزه علمیه دارالعلوم حقانیه ایرانشهر مشغول تعلیم و تربیت فرزندان مسلمان شد.
از فعالیت‌های علمی ایشان می‌توان به تدریس جامع ترمذی، تدریس در بخش تخصص فی الفقه دارالعلوم حقانیه و برجای گذاشتن چند اثر علمی از جمله ترجمه «درس ترمذی» اشاره کرد.
مراسم تشییع جنازۀ ایشان بعد از نماز مغرب روز یکشنبه 22 شهریور، با حضور جمع کثیری از علمای برجستۀ استان، منجمله شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، در عیدگاه قدیم ایرانشهر برگزار شد. نماز جنازه نیز به امامت شیخ‌الحدیث مولانا محمد یوسف، مدیر مدرسه دینی عین‌العلوم گشت اقامه شد.

پایگاه اطلاع‌رسانی مکتب قرآن کردستان، درگذشت این عالم فرزانه را به جامعه اهل‌سنت ایران، اساتید و طلاب دارالعلوم حقانیه ایرانشهر، بویژه خانواده و بستگان ایشان تسلیت عرض کرده، برای آن مرحوم از بارگاه الهی، آمرزش و رفع درجات، و برای بازماندگان صبر و اجر را مسئلت می‌نماید.
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ وَارْحَمْهُ وَعَافِهِ وَاعْفُ عَنْهُ وَأَكْرِمْ نُزُلَهُ وَوَسِّعْ مُدْخَلَهُ

منبع: سنی آنلاین

هفت سال از حبس «کمال شریفی» زندانی سیاسی کُرد در زندان میناب گذشت. او در رنج‌نامه‌ای که از زندان نوشته، از رنج‌ها، مشقت‌ها و دردهایش گفته است.

در بخشی از نامه این روزنامه نگار کُرد زندانی آمده: «بیش از هفت سال در زندان گذشت، تنها با یک‌بار ملاقاتی آن هم تحت شرایط شدید امنیتی و حفاظتی به صورتی که درعدم حضور رییس زندان، معاون ایشان و حفاظت اطلاعات زندان و فرمانده قرارگاه و مسوول واحد فرهنگی و چندین پرسنل دیگر زندان حضور داشتند. غیر از احوالپرسی، حق صحبت کردن با زبان کُردی را حتی با مادرم که فارسی نمی‌دانست نداشتم.»

 «کمال شریفی» روزنامه‌نگار سیاسی کُرد ۴۳ ساله‌ی محبوس در زندان میناب، به همراه زندانیان عادی و جرایم مواد مخدر به سر می‌برد؛ وی از ابتدای زندان خود تاکنون ممنوع‌الملاقات بوده است و تنها یک ‌بار مادر و برادرش با اخذ اجازه از مسوولین قوه قضاییه، موفق به ملاقات وی شده‌اند.

 «کمال شریفی» در سال ۱۳۸۷، در اعتراض به شرایط و وضعیت غیر انسانی نگهداری‌اش در «زندان میناب» و عدم برخورداری از حق ملاقات با خانواده‌، دست به اعتصاب غذای طولانی‌ مدت زد. او یک‌ ماه پس از اعتصاب غذا، دچار سکته شد و از ناحیه صورت و هم‌چنین سمت راست بدن فلج شد. وی تا دو ماه نمی‌توانست هیچ حرفی بزند و پلک چشم راستش هم در آن مدت، دو ماه بسته نمی‌شد و شب‌ها با نوار چسب چشم‌اش را می‌بست. هم‌چنین بهداری زندان تاکنون، هیچ‌گونه اقدامی برای درمان وی صورت نداده است.

 متن کامل نامه‌ی «کمال شریفی» در پی می‌آید:

مقالات دیگر...

آخرین اخبار بخش ها