چهارشنبه, 26 تیر 1398

آخرین عناوین کاک حسن امینی

پیام تسلیت استاد کاکه حسن امینی حاکم شرع مردمی کردستان به مناسبت ترور ناجوانمردانه‌ی مولوی عبدالغفور جمالزهی
بسم الله الرحمن الرحیم
إنا لله و إنا إلیه راجعون
خبر ترور ناجوانمردانه‌ی عالم دینی جناب مولوی عبدالغفور جمالزهی، امام جمعه اهل سنت روستای رضاآباد استان گلستان موجب تأسف و تأثر فراوان گردید، اینجانب این مصیبت دردناک را بە خانوادە و دوستان و آشنایان آن مرحوم ،همچنین جامعه‌ی روحانیت آن دیار بویژە استادعالیقدرشان جناب آقای مولانامحمد حسین گرگیج، تسلیت عرض نمودە، از الله متعال برای آن فقیدِ شهید، عفو و غفران و برای خانواده‌ی داغدار و سایر بازماندگانش اجر جزیل و صبر جمیل خواستارم.

ضمنا اکیداً از نیروهای امنیتی و قوه‌ی قضایی انتظارمی رود که در اسرع وقت آمران و عاملان این جنایت را شناسایی و دستگیر و، به مجازات برسانند، این امر، توقع و درخواست همه‌ی اهل سنت ایران می‌باشد، با توجه به اینکه این فقیدِ مظلوم از علمای اهل سنت است و از طرف دیگر،هر گاه چنین جنایتی نسبت به یکی از رهبران مذهبی تشیع پیش آمده، دستگاه امنیت و قضای کشور آن را کشف، و عاملان را به سزای اعمالشان رسانیده‌اند، مسئولیّت آنان نسبت بە این رخداد اخیر به مراتب حساس‌تربودە، و عدم موفقیت آنان در این مرحله سئوال برانگیز خواهد بود.
حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان
و مدیر مدرسه‌ی علوم دینی امام بخاری سنندج

97/09/07

بسم الله الرحمن الرحیم
شعارِ هفته یِ وحدتِ عقیم را به شعورِ هفته ی اعلام و اجرای رفع تبعیض تبدیل کنید.
قریب به سی درصد جمعیت 80 میلیونی کشور ایران را اهل سنت و جماعت تشکیل می دهند. این جمعیت عظیم غالباً در نوار مرزی در چهارگوشه ی کشور سکونت دارند و البته بخش مهمی از آنان در قالب جمعیتی بیش از یک میلیون نفری در پایتخت مستقرند.

هر ساله در ماه ربیع الاول بزرگداشت هفته ای به نام «هفته ی وحدت» همراه با تبلیغات فراوان در رسانه-های مختلف، برگزار می شود. طبق ادعای برگزار کنندگان، علمای شیعه و سنی از داخل و خارج کشور به مهمترین مراسم این هفته، یعنی «کنفرانس بین المللی وحدت» دعوت می شوند و سخنرانان، علی الخصوص مسئولان و مقامات مختلف ایران به ایراد سخن پرداخته و داد از وحدت میان شیعه و سنی سر می دهند.
مثلاً امسال آقای حسن روحانی رئیس جمهور، و البته سالیان گذشته و امسال نیز رهبر انقلاب و سایر مقامات و مسئولان، جهان اسلام را به وحدت و یکپارچگی دعوت کرده اند. همه می دانیم که نفس این سخنان خوب و ارزشمند بوده و از مصادیق دستور قرآنیِ «... واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا...» است.
با بررسی سخن و عمل مسئولان و برگزار کنندگان کنفرانس هفته ی وحدت در سی و چند سال گذشته، به خوبی متوجه تناقض میان قول و عمل آنان هستیم. چرا که اهل سنت ایران، نه تنها از بهره مندی از حقوق اندک خود که در اصل 12 قانون اساسی به آن تصریح شده، محروم هستند، بلکه مورد ظلم و تبعیض آشکار نیز قرار گرفته اند.
این تبعیضها کار را به جایی رساند که سال 96 رهبری انقلاب در پاسخ به نامه ی مولانا عبدالحمید امام جمعه ی زاهدان و از رهبران برجسته ی اهل سنت ایران اعلام موضع نموده و چنین نوشتند:
«همه ی ارکان جمهوری اسلامی موظفند بر اساس معارف دینی و قانون اساسی هیچگونه تبعیض و نابرابری بین ایرانیان از هر قوم و نژاد و مذهبی روا ندارند.»
اینجانب به عنوان یک اهل سنت، طی نامه ی سرگشاده ی مورخ 96/06/25 خطاب به مسئولان حکومت، بخشی از تبعیض ها و ظلم های روا داشته شده در حوزه های مختلف را بیان نمودم تا تذکری باشد برای مسئولان، با این امید که به این دستور و خواست صریح رهبری جامه ی عمل بپوشانند.
حال شمّه ای از مطالب مذکور در آن نامه در قالبِ دستور دینی و قرآنیِ «وَ ذَکِّر إِنّ الذّکری تنفع المؤمنین» مجدداً یادآوری می شود:

1- علیرغم این که 25 تا 30 درصد جمعیّت ایران اهل سنّت می باشند، و همچنین اقلّیّتهای قومی مانند کورد، بلوچ، ترکمن و عرب نیز مجموعاً حدود نصف جمعیّت ایران را در بر می گیرند، با این حال از اول انقلاب تاکنون وزیر، معاونِ رئیس جمهور، استاندار، فرمانده ی نیروی انتظامی، فرمانده ی عالی رتبه ارتش، فرمانده ی رده بالای سپاه پاسداران، و سفیر در کشورهای اسلامی، از میان آنان انتخاب نشده است.

2- عدم تدریس زبان مادری در کنار زبان فارسی در هیچکدام از مراحل، از پیش دبستانی تا سطوح مختلف دانشگاهی برای اقوام ایرانی.

3- عدم تشکیل دادگاه های ویژه ی روحانیت در مناطق اهل سنت توسط قضات و کارکنان از میان علما، طلّاب و دعوتگران شایسته ی اهل سنت و هم چنین عدم انتخاب مدیران کل دادگستری و مسئولیت های مهم دیگر قضایی از میان حقوقدانان و نخبگان اهل سنت.

4- در سازمانها و نهادهای تحت نظارت مستقیم رهبری نیز می توان به عدم حضور علما و حقوقدانان اهل سنت در شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، عدم انتخاب نمایندگان رهبری در استانها، علی الخصوص مناطق سنی نشین از میان علمای دلسوز و خوش نام اهل سنت، عدم حضور اهل سنت در رده های مدیریتی عالی ارگانهای نظامی و انتظامی و نهادهای امنیتی مثل وزارت اطلاعات اشاره کرد.

همچنین دخالت ندادن اهل سنت در مدیریت صدا و سیمای ملّی و عدم اختصاص شبکه های ویژه ی اهل سنت و یا عدم اختصاص ساعاتی از شبکه های مختلف صدا و سیما برای اهل سنت، از دیگر مصادیق تبعیض نسبت به اهل سنت در نهادهای تحت فرمان رهبری است.

در حالی که در بیشتر شهرها و روستاهای صددرصد سنی نشین، حسینیه ها و مساجد مربوط به اهل تشیع ساخته شده، اهل سنت از ساخت و داشتن مسجد در تهران محروم هستند و درخواستهای رهبرانِ آنها در چهل سال گذشته، در این مورد بی پاسخ مانده است.

از جمله موارد دیگر تبعیض ایجاد شده در حق اهل سنت توسط نهاد رهبری ایجاد مراکزی به نام مرکز بزرگ اسلامی در مناطق سنّی نشین کوردستان و غرب کشور است که برخلاف اصل 12 قانون اساسی، فعالیت علما و طلاب و دعوتگران اهل سنت را به شدت کنترل کرده و در عزل و نصب خودسرانه ی امامان مساجد و یا ممنوع المنبر کردن علمای متعهد و دلسوز، با کمک نیروهای امنیتی و دادگاه ویژه ی روحانیت، دخالت غیرقانونی می کنند.

حال ملّت ایران و علی الخصوص اهل سنت حق دارند که از مسئولان امر، علی الخصوص رئیس جمهور و مسئولان قضایی و مقام رهبری سئوال کنند که: شعار وحدت سر داده شده در 40 سال گذشته، چقدر در داخل کشور عملاً محقق شده است؟

آیا بدون محقق شدن عملی وحدت در داخل، امکان چنین وحدتی توسط حکومت، در خارج از ایران ممکن است؟

الله متعال در امر دعوت مراحلی را برای پیامبر رحمت(صلّی الله علیه و سلّم) و اهل ایمان و دعوتگران به دین، معین می کند، و به آنها فرمان می دهد که از خود، خانواده و قبیله ی خویش شروع کنند. توجه به این آیات روح بخش از جمله آیه های: «قوا أنفسکم و أهلیکم ناراً» و «أنذر عشیرتک الأقربین» و فهم علمای اسلامی اعم از شیعه و سنّی از آیات مذکور، ما را به این نتیجه می رساند که عملی شدن ادعای وحدت باید از داخل شروع شود.

اگر می خواهیم به عنوان کشوری اسلامی مقتدر و تأثیرگذار بر معادلات منطقه ای و جهانی مطرح باشیم، باید اول جمعیّتِ قریب به بیست و پنج میلیون اهل سنت داخل، عملاً آثار و برکات این وحدت را مشاهده کنند.

اکنون مستقیماً رهبر انقلاب را مورد خطاب قرار داده و از ایشان می پرسم که: چنانچه در حوزه ی قوه ی مجریه و قوه ی قضاییه، فرمان سال گذشته ی جنابعالی، مورد کم لطفی قرار گرفته است، چرا حداقل در حوزه-هایی که مستقیم زیرنظر خود شما اداره می شوند، کمترین اقدامی در جهت رفع این تبعیضها صورت نگرفته است؟!

الله متعال خطاب به اهل ایمان می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون» و هم چنین می-فرماید:«أتامرون الناس بالبرّ و تنسون أنفسکم»

آیا بهتر نبود به جای هزینه ی ده ها میلیارد تومان سرمایه ملّی در کنفرانسهای با نام وحدت، عملاً در راستای رفع ظلم و تبعیض و ایجاد الفت و برادری و برابری گام برداشته شود؟ مطمئناً اقدام مثبت عملی، پیشرفت و ثبات نظام و کشور را در داخل موجب شده، و اقتدار واقعی خارجی را هم به کشور خواهد بخشید.

 
حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان
و مدیر مدرسه ی علوم دینی امام بخاری سنندج

97/09/04

پیام تسلیت حاکم شرع مردمی کردستان، استاد کاک حسن امینی به مناسبت درگذشت مولانا محمدحسن برفی
إنّا لله و إنا إلیه راجعون
خبر درگذشت عالم جلیل‌القدر و خدوم دین و مسلمین در خطه‌ی خراسان جنوبی، جناب مولانا محمد حسن برفی امام جمعه‌ی اهل سنت طبس مسینا و مدیر حوزه‌ی علمیه‌ی علی بن ابی‌طالب این شهر، موجب تأثر و تألم گردید، چون حقیقتا پر کردن ثلمه‌ی چنین شخصیت‌هایی در جهان نخبه ستیز ما بسی سخت می‌باشد، بخصوص این که در وصف آن بزرگوار گفته‌اند: دارای شجاعت و صراحت در کلام و بیان توحید و اعتقاد بوده‌اند.

اینجانب این ضایعه‌ی رنج‌آور را به داعیان و علمای دینی و همه‌ی مسلمانان آن دیار به ویژه خانواده و بستگان آن مرحوم تسلیت گفته، از خداوند منان برای آن سفر کرده عزیز، عفو و غفران، و برای بازماندگان ایشان اجر جزیل و صبر جمیل خواستارم.
امید است اساتید و طلاب عزیز حوزه‌ی تحت مدیریت آن مرحوم و دیگر حوزه‌ها و مدارس دینی خراسان خلأ ایجاد شده را سریعا ترمیم و جبران فرمایند.

اللهم اغفرله و ارحمه و أدخله فسیح جنتک و أنعم علیه مع الذین أنعمت علهیم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین.
 
حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان
و مدیر مدرسە‌ی علوم دینی امام بخاری سنندج
1397/08/16

🆔https://telegram.me/KakHasanAmini

بسم الله الرحمن الرحیم
ماجرای توهین یکی از بازیکنان فوتبال در این روزها به یاران حقیقی و جانشینان راستین رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ وهمسرِمحبوب آن حضرت ومادرمؤمنان واقعی که قلوب همه‌ی مسلمانان و موحدین را به درد آورده، در مملکت ما این نخستین بار نیست، و رخدادی تازه و اتفاقی نمی‌باشد، بلکه همه به یاد داریم که در سالهای گذشته نیزاین رفتار قبیح، ضدوحدت، تفرقه اندازانه،سبک سرانه و بی‌ادبانه توسط کسانی در حد رهبران مذهبی با القاب آیت الله، و همچنین ازسوی مسئولان درجه اول سیاسی و حکومتی نظام به وقوع پیوسته است که  بااعتراض قاطبەی اهل سنت ایران،علی الخصوص رهبران و بزرگان اهل سنت مواجه شدەاست.

 اکنون من به شایان مصلح وامثال او که شاید نه اطلاعی از اسلام و نه از آورنده‌ی اسلام و یاران او داشته باشند نمیخواهم ایراد بگیرم و پاسخ بدهم بلکه میخواهم بگویم: دستگاه‌ها و ارگانها و مسئولان سیاسی، و مذهبی که مسئولیت حمایت وحفاظت از وحدت ملی و حقوق شهروندان این کشور را دارند در اینگونه موارد چه اقداماتی کرده ،و با فحّاشان وهتّاکان درگذشتە چه برخوردی داشته‌اند تا درس عبرتی می‌شد برای امثال، شایان بیچاره و از همه چیز بی‌خبر؟
اگرآقایان بگویند این مسایل طبیعی هستند و غیرقابل پیگرد قانونی، و ما مقوله‌ای به نام مقدسات دینی و عقیدتی دراین کشورنداریم، پس اهل سنت هم  حق دارندبه حکم قرآنی "جزاء سیئة سیئة مثلها" به شخصیت‌های مطرح و مورد تقدیس طرف مقابل اهانت نمودە و آنان را نقد کنند. البته این تقابل، به شخصیت‌های سده‌های نخستین اسلام همچون یازده امام مورد ادعای اهل تشیع برنخواهد گشت، چون همه‌ی آنان مورد احترام و محبت اهل سنّت می‌باشند، بلکه از آن بزرگواران به بعد ،و رهبران مذهبی مقارن وکنونی شیعە موردنظر است.
زمانی که با فحّاشان به مقدسات اسلام و اهل سنت ،از سوی دستگاه‌ها ومراجع قانونی برخوردومجازات شایستەی آنان عملی نشود ،ورهبران مذهبی اهل تشیّع آن را ردّومحکوم نکنند،و از این سوی مقابله به مثل دینی و قانونی اهل سنت را جرم به حساب آورده و برایش زندان و محرومیت از بیان و نوشتن و ممبر و محراب و انواع حقوق شهروندی را رقم بزنند، ماحق داریم همەی این اهانت  هارابەحساب آن رهبران سیاسی ومذهبی کشورمان بگذاریم.
یکی از تبعیضهای بیشمارِغیر دینی و ضد انسانی نسبت بەاهل سنت واقلیت های قومی که رهبران دینی و روشنفکران اهل سنت و فعالان ملی ،چهل سال است و پیش از آن نیز از آن نالیده و فریاد زده‌اند همین برخوردیک بام دوهواست.این در حالی است که در بالاترین سطحِ مقامهای نظام، وعده رفع این تبعیض‌ها را داده‌اند اماتاکنون کمترین اقدام عملی درزمینە ی تحقّق این وعد ە هاصورت نگرفته است!!؟ .اینک بار دیگر ما منتظر اقدام قانونی و مذهبی مقامات حکومتی و، رهبران مذهبی با فحّاشان و ساختارشکنان در گذشته و حال هستیم.
در غیر اینصورت، افزون بر این که مقابله به مثل را حق خود دانسته، مقصر اصلی را سران سیاسی، قضایی، اجرایی و رهبران بالای مذهبی می‌دانیم

حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان
97/07/06

پیام تسلیت کاک حسن امینی حاکم شرع مردمی کردستان به خانوادەهای لقمان و زانیار مرادی، و رامین حسین پناهی         
خبر اعدام سە جوان کورد بە نام های لقمان و زانیار مرادی و رامین حسین پناهی در بامداد روز 17\6\97 در زندان رجایی شهر کرج علی رغم درخواست لغو اعدام آنها از سوی افرادی ازعلمای دینی و حقوق دانان و فعالین مدنی وسیاسیِ خیراندیش ودلسوز نسبت بە مصلحت کشور و قداست اسلام و وحدت ملی، موجب تٲسّف وتٲثّر گردید. بخصوص باتوجە بەعدم رعایت کامل مقررات و مراحل قانونیِ دادرسی متناسب با اتهام و حکم صادره برای  آنان بنا بر اظهارات وکلایشان.   

 اینجانب این مصیبت بزرگ وجانکاه را بە خانوادەی داغدار آنان تسلیت گفتە و ازخداوند منّان برای آنها عفو  وغفران، و برای بازماندگانشان پاداش خیر وصبر جمیل را خواستارم.            

حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان

 17\6\97

بسم الله الرّحمن الرّحیم
إنّا لله و إنّاٳلیه راجعون
حادثه ی تلخ و ناگوار جان باختن چهارتن از فعالان محیط زیست کورد، در شهرستان مریوان موجب اندوه و غم فراوان گردید.
شریف باجور مؤسس جمعیت چیای سبز مریوان و سه همراه دیگرش: امیدحسین زادە، محمدپژوهی و رحمت حکیمی نیا در جریان تلاش برای خاموش کردن آتش جنگلهای اطراف مریوان جان خود را فدای شادابی ملت وسرسبزی و صفای  وطنشان نمودند. درود بە روانشان.

رنج آورترین بخش این تراژدی دردناک آن است که منطقه آلوده به مین‌های انفجاری بوده و صدای انفجارهایی هم شنیده شده و حسب اعلام برخی مسئولین، احتمال مرگ این شهیدانِ وطن، بر اثر انفجار مین دور از ذهن نیست.
حال سؤال از مسئولان شهرستان و نهادهای امنیتی و نظامی این است که چرا پس از گذشت سی سال از پایان جنگ، هنوز در گوشه و کنار کردستانِ مظلوم وزخم خوردە، مردمان زیادی قربانی بی‌تدبیری و عدم انجام وظیفه از سوی مسئولان امر شده و می‌شوند؟!
آیا سی سال زمانی کافی برای پاکسازی مناطق مسکونی از مین‌های انفجاری مرگبار نیست؟
تا به کی باید ملت کورد قربانی بی‌کفایتی مسئولان باشد؟
در حالیکه مسئول امداد و نجات جمعیت هلال احمر از انفجار مین و احتمال مرگ این جوانان دلسوز بر اثر این انفجارها خبر می‌دهد، مسئولیت مرگ این جوانان برومند را کدام نهاد و مسئولی بر عهده میگیرد و چه کسانی باید در دادگاه محاکمه و مجازات شوند؟
بدیهی است که مردم منتظر مسئولیت پذیری مسئولان هستند.
اینجانب شهادت این عزیزان را به ملت کورد، علی الخصوص مردم شریف مریوان و خانواده‌های آنان تسلیت گفته و مغفرت الهی را برای این شهدا و صبر جمیل و اجر جزیل را برای همه‌ی بازماندگان از درگاه الله متعال خواهانم.

حسن امینی
حاکم شرع مردمی کوردستان
97/06/03

پیام تسلیت استاد کاک حسن امینی، حاکم شرع مردمی کردستان، به مناسبت درگذشت شادروان عباس امیرانتظام
بسم الله الرحمن الرحیم     

 خبر درگذشت اسطوره ی صبر و مقاومت، مبارزخستگی ناپذیر، انقلابی قبل و بعد از انقلاب، شادروان آقای عباس امیرانتظام،پس از تحمّل 37سال زندان، افزون برکشیدن پرده‌ی غم واندوه و حسرت برقلوب همه‌ی آزاداندیشان و آزادی خواهان،به آنان آموخت : که برای نشان دادن صداقت باید از آغاز ادّعا تا لحظه‌ی انداختنِ بارِ تن ازدوش روانِ آزاد، آزاد زیست و آنگاه آزاد مرد، آزاد از زیرِبارانِ لعن و نفرین قرارگرفتن به خاطرکسب و حفظ نان و نام و نشان. درود بر روانت ای اسوه‌ی شکیبایی و ایستادگی! اینجانب این مصیبت بزرگ و ثلمه‌ی عمیق را به خانواده‌ی رنجدیده امّا صبور ِآن مرحوم و نیز یاران و دوستان ایشان تسلیت عرض می‌نمایم، از خداوند مهربان برای آن سفرکرده‌ی عزیز،عفو و غفران،و برای بازماندگانِ داغدار ایشان صبر جمیل و اجر جزیل خواستارم, روحش شاد.

حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان
21\04\97

🆔https://telegram.me/KakHasanAmini

پیام تسلیت حاکم شرع مردمی کردستان، کاک حسن امینی به مناسبت شهادت مولوی دکتر عبدالشکور کُرد
إنّا لله و إنا إلیه راجعون

خبر جانگداز، شهادت جوان برومند و با ایمان مولوی دکتر عبدالشکور کُرد، موجب تألّم و تأسّف شدید گردید، اینگونه شهادت برای جوانان و داعیان صادق اهل سنت نه باراوّل است و نه آخرین بارخواهد بود. این مسیر، مسیر کاروانِ لشکریان با عظمتی است که مسئولیتِ حفظ هویّتِ دینی و مذهبی اهل سنت مظلوم و محروم را عهده‌دار شده‌اند، پس باید سرافرازانه، با در اهتزاز نگهداشتن پرچم پر افتخار شهادت نایستند و ادامه راه دهند. شربت شیرینِ دریافتی از پروردگارشان، در پایان راه، گوارایشان باد. اینجانب از طرف خود و بسیاری از اهل سنّت کوردستان این مصیبت بس سنگین را به یکایک خانواده داغدیده‌ی آن مرحوم، همکاران ایشان و نیز علمای دینی و همه‌ی مردم مسلمان خاش و حومه، تسلیت عرض می‌نمایم، از الله متعال برای آن سفر کرده عزیز راحتی و آرمیدن در بهشت برین، و اجر جزیل و صبر جمیل برای بازماندگان خواستارم. ضمناً اکیداً از نیروهای امنیتی و قوّه‌ی قضائیه‌ی منطقه انتظار می‌رود هر چه زودتر عامل یا عاملان این جنایت را شناسایی کرده و با اعلام به عموم، به سزای اعمال وحشیانه‌اشان رساندە و بە مسئولیت قانونی خطیر خود عمل کردە و مانع رواج هر گونە شایعە و شبهەای میان جامعەی اهل سنت ایران شوند.

حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان
و مدیر مدرسە‌ی علوم دینی امام بخاری سنندج
1397/04/14

🆔https://telegram.me/KakHasanAmini

بسم الله الرحمن الرحیم
با کمال تاسف در حالیکه 18 روز از اعتصاب مردم مسلمان و مرزدار و میهن دوست شهرستان بانه می گذرد، نه تنها هنوز پاسخی درست و شایسته به خواسته‌های مشروع و قانونی آنان داده  نشده، بلکه شنیده‌ها حاکی از ایجاد فشارها وتضییقات غیر قانونیِ بیشتر بر آنها است. حتی خبر دستگیری بعضی افراد و تهدید دیگران به بازداشت و برخورد شدید به گوش میرسد! این در حالیست که چنین اعتصابی بخاطرمطالبه ی حقوق انسانی و شهروندی کاملا قانونی و دینی می باشد.

 در کشورهای نسبتا آزاد امروز جهان، صدای درخواست و مطالبات مشابه یک حزب یا صنف یا گروه کم، غالبا با سعه‌ی صدر شنیده شده و در راستای خواست معترضان و برآورده نمودن مطالباتشان در حد ممکن اقدام میشود.حالا با تجمع و اعتصابی با این وسعت و فراگیری باید چگونه روبرو شد و برخورد نمود؟
 اینجانب ضمن اعلام پشتیبانی از مردم شرافتمند بانه و مطالبات قانونی و مشروع آنان، جدّاً از مسئولان حکومت می خواهم در نهایت تواضع و نرمخویی با مردمان شریف این دیار رفتار کرده، و به مطالبات به حق و قانونی آنها پاسخ مثبت دهند.
به کارگیری زبان خشونت، و بی توجهی به خواست این مردم،  نه تنها عادلانه و خردمندانه نیست، بلکه قطعا موجب دلسردی و ناخشنودی بیشترِ آن مرزدارانِ غیور نسبت به نظام و مسئولین کشور خواهد شد، واین امر پشیمانی غیر قابل جبران به دنبال خواهند داشت.
شایع کرده اند که بستن مرز وایجاد محدودیّت برای بازاریان بانه و دیگر شهرهای مرزی، در راستای  شعارِ مصرف کالای داخلی، می باشد . دراین زمینه باید به نکته‌ی مهمی توجه داشت،  درشرҧQA7یطی که بازار تمام شهرهای ایران پر از اجناس خارجی است، و البته به اقرار صریح مسئولانِ امر، بیشترین مقدار آن از مبادی رسمی کشور وارد میشود، با بستن مرز بر روی چند شهر کوچک و محروم از هر گونه امکانات کسب و کار در مناطق کورد نشین، و دیگر مناطق اهل سنّت، کمترین دگرگونی و تحول مثبتی در اقتصاد کشور رخ نخواهد داد.
 راه حل مشکل مصرف کالا و اجناس خارجی و روی آوردن هموطنان به مصرف از تولیداتِ داخلی، دوچیز است :
 نخست راه اندازی مجدّد کارخانه های متعدد بسته شده ی داخل و بالا بردن کیفیّت تولیدات آنها
 و سپس در مرحله‌ی دوم  مسئولان نظام از بالاترین تا پایین ترین آنان و همه‌ی ادارات دولتی،  تمام اجناس خارجی، اعم از ماشین ها و کالاهای لوکس و گران قیمت را رها کرده و با ماشین های تولید داخل رفت و آمد نمایند، و در دفاتر کار و ریاست، و وزارتخانه ها و مراکز مدیریّت از تولیدات کشور خویش استفاده کنند. اگر موارد فوق تحقّق نیابد، صحبت از مصرف تولیدات و کالاهای داخلی، بی محتوی و بی ارزش خواهد بود، و این هم همچون "شعارهای سالِ"  سالهای گذشته  دربایگانی مخصوصِ به آنهاذخیره خواهدشد.

حسن امینی -  حاکم شرع مردمی کردستان.  97/2/12

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی علّم بالقلم، علّم الإنسان ما لم یعلم، والصلاة و السلام علی نبیّه المکرّم سیّدنا و مقتدانا محمدٍ
و علی آله و أصحابه و أتباعه، هداةِ الأُمم.
حضّار محترم بیست و هفتمین نشست مبارک ختم بخاری شریف! اساتید و فارغ التحصیلان علوم دینی! و حافظان قرآن کریمِ حوزه‌ی عزیز دارالعلوم زاهدان! رئیس محترم حوزه، جناب مولانا عبدالحمید!
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

قبل از بیان هر مطلبی، برخورداری و بهرمندیتان از حضور در چنین محفلی را به شما شادباش و تبریک عرض می‌کنم.
در شرایطِ نابسامان کنونیِ مسلمانان دنیا، بخصوص مسلمانان کشورمان و خاصّةً اهل سنّت ایران، برگزاریِ گردهمایی با این شکوه و عظمت و محتوی، جای بسی خرسندی و مباهات و شکرگزاری به درگاه الله متعال می‌باشد.
 پس لازم است همگی آن را ارج نهیم و جهت حراست و پاسداری از آرمانها و آثارِ آن،  که پرورش داعیانِ مخلص، آگاه، شجاع و مجاهد است، کوشا بوده و دائماً حافظِ آن باشیم؛ چرا که: «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى،  وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى»
ملت شریف و دین دوست بلوچ و علی الخصوص، مردمِ با ایمان زاهدان: درود بر شما که با یاری مادّی و معنوی و حضور پرشور خودتان، این صحنه‌های دیدنی و ستودنی را به نمایش گذاشته‌اید. انتظار میرود بیش از پیش با همکاری مسئولین و مدرّسین محترم آن حوزه‌ی عزیز، بخصوص رئیس بزرگوار آن جناب مولانا عبدالحمید –حفظه الله- در حفظ و گسترش و شکوفائی این پایگاه شامخ، که جای امید همه‌ی اهل سنّت ایران است، ثابت قدم باشید. و همچنان پشت سر علمایِ عامل و مخلص ایستاده، و قدرشناسِ رنج و تلاش آن عزیزان باشید.
اساتید محترم! طلّاب علوم دینی و حفّاظِ ارجمند حوزه‌ی دارالعلوم! به ویژه برادران و خواهران فارغ التحصیل و حافظ کلام الله مجید! که این همایش بزرگ برای ارج نهادن به زحمات شما ترتیب یافته، به شما تبریک ویژه عرض می‌کنم! امیدوارم شما هم زحمات اساتید بزرگوارحوزه و این مردم شریف را ارج نهاده و از یاد نبرید. و با تمام توان و ظرفیّت، متّحد و هم صدا با دیگر داعیان، به دینِ راستین خدا و همچنین بندگانش خدمت کنید.
از همه التماس دارم که از مهمترین و خطرناکترین عامل «شرک»، یعنی تفرقه، در قول و عمل، پرهیز کنید و به نهیبِ هشدار دهنده‌ی قرآن، گوشِ جان فرا دهیم که می‌فرماید:
«... ولا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ»، که با صراحت تمام، کسانی را که تنها مذهب و مشرب و حزب و حکومت خود را حق دانسته، و تنها به آنچه که خود دارند: «بِمَا لَدَيْهِمْ» شاد و سرمست و خوشحالند، و با این پندارِ باطل، خود را از سایر مسلمانان جدا کرده، و فرقه سازی و فرقه بازی کرده‌اند، آنها را «مشرک» می‌نامد. – پناه بر خدا- که البتّه این خصلت، جدایِ از «نصیحت» همدیگر است زیرا «الدّین النّصیحة».
در پایان از این که به علّت ایجاد ممانعت از سوی ناسازگاران با هماهنگی و وحدت!، فرصت نیافتم در میان جمع پرشورتان باشم،  متأسّفم و عذرخواهی میکنم. به نیابت از اینجانب هیئتی از برادران و خواهران در جمعتان حضور پیدا کرده‌اند.


به امید توفیقات هر چه بیشتر برایتان، برادرتان:
 حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان و مدیر مدرسه‌ی علوم دینی امام بخاری سنندج
97/01/20

بسم الله الرحمن الرحیم
خبر جلوگیری از رفتن جناب مولانا عبدالحمید امام جمعه‌ی محترم اهل سنت زاهدان و مدیر حوزه‌ی دارالعلوم زاهدان - حفظه الله - به روستای «رمشک» کرمان  جهت حضوردر یک مراسم دینی، باور ناکردنی و شگفت انگیز بود.

زیرا ایشان یکی از برجسته‌ترین رهبران دینی اهل سنت ایران و معتدل‌ترین آنها در برابر حکومت و سیاست‌های پر از تبعیض نسبت به اهل سنت بوده‌اند که این واقعیت را همگان می‌دانند. و بدین خاطر بارها مورد انتقاد دور و نزدیک قرار گرفته‌اند. وانگهی این گونه رفتار با جناب مولانا جز بدبینی و نفرت اهل سنت نسبت به مسئولین و حاکمیت، و افزایش اعزاز و احترام و محبوبیت برای ایشان در پی نخواهد داشت. این را هر ساده‌لوح و کم خردی می‌فهمد مگر کسانی که خود را به نفهمی بزنند، از سوی دیگر هیچ اهل سنّتی نمی‌تواند بپذیرد که چنین برخوردهایی با رهبرانِ مطرحِ آنان تنها از طرف ارگانهایی چون اداره‌ی اطلاعات، نیروی انتظامی، استانداری و امثالهم صورت می‌گیرد،و بفرض اگر چنین هم باشد بعداً مسئولان رده بالای نظام ساکت نشسته و جهت عذرخواهی از اهل سنت و تنبیه خاطیانِ جسورِ خودسر، اقدام ننمایند. من در این چند روز که از این حادثه‌ی تلخ و نسنجیده می‌گذرد منتظر بودم مقامات اولیه‌ی حکومت به عذرخواهی از اهل سنت برخاسته و آنان را دلجویی نمایند که متاسفانه این چنین نشد. اینجانب این شیوه برخوردها را با رهبران حقیقی اهل سنت بویژه جناب مولانا عبدالحمید تقبیح و محکوم نموده
وامیدوارم با عذرخواهی ازجانب مسئولین بالای مملکت جبران شود.br %2R;
حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان
و مدیر مدرسه‌ی علوم دینی امام بخاری سنندج
96/10/29

بسم الله الرحمن الرحیم
برادران و خواهران با ایمان و انساندوست! ملت بزرگوار ایران:
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بحکم فرموده‌ی پیامبر بزرگوار اسلام «من لم یشکر الناس لم یشکر الله» پس از ابراز سپاس به درگاه پروردگار جهانیان در برابر بخشیدن روح برادری و همگرایی به همه‌ی ما، از طرف خود و مردمان مناطق زلزله زده‌ی شهرها و روستاهای کرمانشاه، از تک تک شما خیّرین بزرگوار تشکّر و قدردانی نموده و برایتان از خداوند منّان در دنیا و آخرت پاداش نیکو خواستارم. براستی همه‌ی مردم وطن عزیزمان ایران در داخل و خارج از کشور، در این رخداد ناگوار حماسه آفریدند و درعمل، انسانیّت و مسلمانی را تعریف کرده و به نمایش گذاشتند. درود خداوند بر شما باد!

 بنده شخصاً از تمامی برادران و خواهران ایمانی و انسانی چه مسلمانان اعم ازسنّی و شیعه و چه غیرمسلمانان همچون مسیحیان، کلیمیان، زردتشتیان و بهائیان و غیر آنان، که به اینجانب و مجموعه‌ی همراهم اعتماد کردند و کمکهای خود، شامل بیش از یک میلیارد و دویست میلیون تومان پول نقد و کمکهای غیر نقدی به ارزش تقریبی  پانزده میلیارد تومان، شامل انواع نیازمندیهای اعلام شده را به اینجانب و یارانم سپردند، کمال تشکر و قدردانی را دارم.
ما هم به همه‌ی شما اطمینان میدهیم که قسمت اعظم مساعدت‌هایتان، به دست خانواده های آسیب دیده رسیده وطبعا مقدارباقی مانده هم به تناسب شرایط، به دست آنان خواهد رسید. همچنین بر خود لازم می دانم تشکّر ویژه‌ی خود را از دست اندر کاران شبکه‌ی جهانی کلمه اعلام نمایم ک%؆7 با برنامه‌های گوناگون خود در این زمینه، بخصوص با زیرنویس کردن نیازمندیهای روزانه‌ی مردم زلزله زده وشماره حساب وشماره تلفن‌های اینجانب وچند نفر از همکارانم، در حدّ بسیار عالی بر افزایش آگاهی خیّرین و مساعدتهای آنان تأثیرگذار بودند.
در پایان از الله متعال درخواست می نمایم که جانباختگان این حادثه را مورد عفو قرار داده و به مجروحان شفای کامل و عاجل و به سایر آسیب دیدگان، صبر و شکیبایی عطا فرماید.
 ضمناً گزارش مبسوط هزینه شدن کمکهایی که بدست ما رسیده – چه نقدی و چه غیرنقدی – در آینده تقدیم حضورتان خواهد شد.

خدمتگذار همه:
حسن امینی
حاکم شرع مردمی کردستان و
مدیر مدرسه‌ی علوم دینی امام بخاری سنندج
1396/10/05

۱۳ فروردین ۱۳۸۷

كاك حسن اميني حاكم شرع كردستان در آخرين سخنراني خود كه به مناسبت پايان سال 86 در مسجد سيد مصطفي ايراد كرد، حوادث و رخدادهاي سال 86 را مرور و وارسي كرد. وي با برشمردن پاره اي از مسائل و رخدادهاي  سال جاري اظهار اميدواري كرد كه سال آينده سالي پر از خير و بركت  براي همگان باشد. حاكم شرع كردستان در بخشي از سخنان خود از جفاها يي كه نسبت به مسلمانان به ويژه اهل سنت صورت گرفته ابراز تأسف كرد؛ سپس با اشاره به شبنامه منتشر شده توسط  عده اي معلوم الحال موسوم به « با سكولاريسم و دموكراسي به پيش » خطاب به آمران و عاملان آن گفت:


«... اگر صادق و راستگو هستيد و داراي فكر و برنامه  اي مي باشيد، تلاش كنيد در جَو آرام،  فكر و برنامة خود را تبليغ كنيد. ... ما فعلاً ساسيت عدم خشونت را پيشة خود ساخته ايم. اما در صورت لزوم تغيير روش خواهيم داد و درآن صورت با اعلام آدرس صحيح، مقابله خواهيم كرد.»
عضو شوراي رهبري مكتب قرآن كردستان در ادامه سخنانش افزود: «...خطاب به مسئولين حكومت ايران اعلام مي كنيم كه بسيار مايه ننگ و شرمساري است كه در روزيكه به علت برگزاري انتخابات، تدابير شديد امنيتي در سراسر ايران و از جمله در مريوان اتخاذ شده، در فاصلة بسيار كم از محل اخذ رأي عليرغم حضور مأمورين امنيتي و انتظامي، جوانان مسلمان كرد (طيب كشور دوست و انوراشكاوند) در ملأعام ترور شده و به شهادت برسند و آنوقت كمترين اقدامي پيشگيرانه از سوي حكومت صورت نگيرد؟! »
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين. و الصلاﺓ و السلام علي سيدنا محمدٍ و علي آله و صحبه أَجمعين. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاتُهُ.
از خداوند منان مي خواهم كه رحمت و مغفرت خود را شامل ما نمايد. چرا كه مهمترين دعا و خواستة ما مسلمانان از الله تعالي، مورد رحمت و مغفرت قرار گرفتن از جانب اوست. تا با مغفرتش خطاها و گناهان ما را مورد عفو قرار داده و رحمت خود را نيز از ما دريغ نورزد. تا بر اثر اين شمول رحمت، ادامة حيات و زندگيمان به گونه اي باشد كه مورد رضايت وي واقع شود.
مؤمن ايمان دارد كه بدون رحم الهي، قادر به انجام هيچ كاري نبوده و فعاليتهايش به سر انجام خير نمي انجامد. به همين دليل اين ذكر عظيم را هميشه و در همه حال باور داشته و آنرا تكرار مي نمايد كه: «لا حول و لا قوه إلاّ بالله العظيم». هيچ تلاش و كوششي ثمر بخش و مفيد نبوده و هيچ نيرو و تواني اثرگذار نخواهد بود. مگر با كمك خداي بلند مرتبه و عظيم.
عليرغم اينكه در سال گذشته (سال 86) مشكلات و تنگناهاي زيادي براي حركت ديني مكتب قرآن كردستان ايجاد شد، امّا در حال حاضر از ذكر آنها صرفنظر نموده و يادآوري وقضاوت درباره ي آن مشكلات و مصائب را به خود شما واگذار مي كنيم.
آنچه كه اكنون مي خواهم بيان كنم، مطلبي اساسي و مهم در رابطه با اهل سنت كردستان مي باشد.
مدتي پيش، بيانيه اي تحت عنوان «با سكولاريسم و دمكراسي به پيش» در مريوان پخش شده است. بيانيه اي كه مملو از اهانت به دين و مقدسات ديني بوده و در آن همة گروهها، جريانها و حركتهاي ديني اهل سنّت در كردستان و حتي برخي اشخاص با وجهه ي ديني، تهديد به ترور و قتل شده اند و اعلام شده كه اگر همة دينداران «به نوشته آن بيانيه» از كسب و كار خود (در واقع دعوت و فعاليت ديني) دست برندارند، از دم تيغ گذرانده و كشته خواهند شد. و ضمن اين تهديدات ادعا كرده اند كه در دو ، سه سال اخير افرادي را نيز به قتل رسانده اند، از جمله:
1- قتل مرحوم ملا اسعد شكري و ملا مجيد نژماري بوسيلة ايجاد نقص فني در خودرو و فراهم نمودن زمينة واژگوني خودرو حامل آنها.
2- ترور مستقيم و مسلحانه مرحوم محمد كردستاني در مريوان، كه از افراد قديم حركت مكتب قرآن كردستان بوده و در سالهاي اخير بيشتر رابطه اي عاطفي با حركت داشت.
3- تير اندازي و سوء قصد نافرجام نسبت به ملا حسين قيطراني و ملا محمد علوي در بوكان .
پس از اين حوادث، چند روز پيش در شهر مريوان دو جوان مسلمان پس از اداي نماز مغرب و خروج از مسجد، ترور شده و به شهادت رسيده اند كه نويسندگان بيانية اوّل، با پخش بيانيه اي ديگر مدعي شده اند كه عامل شهادت آن دو جوان مسلمان هم آنان بوده اند.
حال به صورت بسيار اختصار نكاتي چند را در اين خصوص مي خواهم بيان كنم.
1- ما مسلمانان در كردستان در رابطه با اين حوادث بي تفاوت نبوده و نخواهيم  بود. مشورتهايي ميان جمعي از مسلمانان صورت گرفته و تدابيري نيز اتخاذ شده است. من به كسانيكه مرتكب اين جنايتهاي ضد انساني و ضد بشري شده اند، اعلام مي كنم :كه جماعتهاي اسلامي را دست كم نگيرند. غالب مسلمانان از جمله اينجانب، داراي سابقه فعاليتهاي اجتماعي و سياسي چهل تا پنجاه ساله مي باشند.اما ما دنبال مسئوليتهاي زودگذر مادي و دنيايي نبوده ايم و الاّ توانايي قرار گرفتن در مصدر امورات مهم اجرايي و سياسي را دارا بوده و اين را از الطاف الهي مي دانيم. و به همين دليل درك و فهم سياسي و ديني مان، ما را رهنمون مي شود كه با سخنان دهن پركن ولي بي محتوا و نوشته هاي آنچناني فريب نخورده و مسير خود را گم ننماييم.
فعلاً تمام آنچه را كه در اين تبادل نظر و مشاورات في مابين، روشن شده و به آن پي برده ايم، بيان نمي كنم البته در آينده در صورت اقتضاء مصلحت، تمام حقايق بيان خواهد شد.
حال قسمتي از اين بيانيه را كه در آن ادعاي انجام برخي كارها شده است، برايتان عيناً نقل مي كنم:
«ما اين عمليات پيروز مندانه را به جامعه ي روشنفكري وترقي خواه كُرد تبريك گفته ودرعين حال به جماعت هاي زير هشدار مي دهيم چنانچه دست از مردم فريبي و مانع تراشي دربرابر آزادي واقعي ملّت كرد برندارند به بلاهايي بدترازاين دوستانشان گرفتار خواهند گرديد :
1- ملاهاي جيره خوار درباري تحت پوشش تشكيلات مركز بزرگ ودايره ي روحانيت.
2- معلمين رسمي مدارس كه مروج افكار كهنه پرستانه ي مذهبي به فرزندان ملت باشند.
3- جماعت مكتب قرآن احمد مفتي زاده به رهبري حسن اميني و سعدي قريشي.
4- جماعت رزگاري صوفي شيخ عثمان به رهبري ملاي مل چه ور مريواني و ملا اسعد برده ره شه {معدوم}وملا مجيد نژماري {معدوم}
5- جماعت القاعده به رهبري محمد علوي وعبدالحميد عالي وسيف الله حسيني جوانرود و ملا حسين قيطراني
6- جماعت اخوان المسلمين به رهبري عبدالرحمن پيراني و ابراهيم مردوخي
7- جماعت دراويش كس نزاني وقادريه وبخصوص دراويش طالباني به رهبري شيخ آشنا
8- حزب وهابيهاي سلفي به رهبري ملا نصرالله هورامي ملا سعدي هورامي و رامين مهرساز و ملا عبدالرحمن سقزي و ملا محمد خضرن‍ژاد.
البته بايد گفت كه ما آزادي خواهان ترقي خواه هرگز دربرابراين عناصر مرتجع وكهنه پرست ساكت وآرام ننشسته ايم واز هرفرصتي جهت تصفيه ي جسدي وحذف فيزيكي آنان كوشا بوده ايم از جمله قتل ملا محمد عارف كردستاني توتمري از تشكيلات مفتي زاده و يورش ناموفق به ملامحمد علوي و ملا حسين قيطراني بوكاني از رهبران القاعده در كردستان ، امّا اين بار با انسجام وبرنامه ريزي دقيق تر و استفاده از امكانات بهتري ما با موفقيّت توانستيم به راحتي جماعت چهارم را با كشتن  و حذف رهبران اصلي آن نابود و فلج گردانيم و چنانچه ديگران نيز شغل خود را عوض نكنند و به كار خيانتكارانه ي خود ادامه دهند قطعاً به سرنوشت اين چند كهنه پرست دچار خواهند شد، فيلم اين عمليات موفقيّت آميز به صورت سي دي درزمان مناسب دراختيار مردم قهرمان پرور قرار خواهد گرفت.»
البته هيچگاه CD واقعي اين عمليات پخش نخواهد شد. چون اين دروغ است و آنها اين كار را انجام نداده و در نتيجه سي دي واقعي نيز در كار نمي باشد. و لذا آن زمان مناسب هيچگاه فرا نخواهد رسيد.
در جايي ديگر از بيانيه ادعا كرده اند كه ما اين هسته را در اصل در كردستان عراق و در دانشگاههاي سليمانيه و هه ولير بنا نهاده و در دانشگاه تهران نيز پايگاه داشته و داراي هسته اي اصلي و مركزي در اين دانشگاه مي باشيم.
من در اينجا ابتدا به رهبران و سردمداران «اپوزيسيون كُرد مخالف» ازجمله حزب دمكرات و كومه له اعلام مي دارم كه به تصور ما اين جريان از نام و عنوان و سابقه شما سوءاستفاده ميكنند. من باور ندارم كه اين دو حزب در ارتكاب اين جنايات دخالت داشته باشند. چرا كه جمعي سياسي با هر تفكر و بينشي، امكان ندارد تا اين اندازه داراي رفتار غير معقول و غير منطقي باشند. و عليرغم ادعاي دلسوزي براي ملت كرد، همة مسلمانان كرد را با هر گرايش فكري، دشمن خود نموده و با آنان اعلام جنگ نمايند.
اين احزاب خود واقفند كه اكثريت قريب به اتفاق ملت  داراي فكر ديني هستند و تلاش براي حذف دين و دينمداران از صحنه اجتماع، با عقل و تدبير سياسي سازگار نمي باشد.
بلعكس، عملكرد فعلي اين احزاب نشان از آن دارد كه در شرايط فعلي، قصد ايجاد ارتباط و نزديكي بيشتر با ملت را دارند؛ ملتي كه همگي مسلمان هستند.
نوع موضع گيري و سخنان آنان در رسانه هاي ماهواره اي و راديويي شان، نشان از اين علاقة آنان دارد لذا من باور نمي كنم اين احزاب مرتكب چنين موضعگيري و جناياتي عليه ملت خود شوند.
2- در مورد حكومت محلي كردستان عراق« حكومت هه ريم »  و مجلس اين حكومت نيز بايد گفت: كه صاحبان آن بيانيه اعلام نموده اند كه هستة اوّليه را در دانشگاه سليمانيه و هه ولير تشكيل داده اند. لذا سران آن حكومت نيز بايد اين سخن و نداي ما را بشنوند و به صراحت اعلام موضع كنند.
اگر اين ادعا صحت دارد،-كه به نظر ما كاملاً دروغ است- : كه آنان خود اعلام كرده اند : ما در فلان جا و فلان مكان هستيم، به راحتي قابل شناسايي هستند. بنابراين اين نكته به ذهن و تصور مسلمانان كردستان ايران خطور مي كندكه: حكومت كردستان عراق كه تشكيل و پايداري آن آرزوي هر كُردي بوده و هست، اكنون به مأمن و پناهگاه تروريستها براي كشتن مردم بي دفاع كرد ساير مناطق كردنشين تبديل شده است.
آنهم كردهايي كه با تمام توان، فرهنگ و تمدن و ارزشهاي ملي خود را حفظ و حراست نموده و هيچگاه خود را اسير زنجير تمدن غير اصيل غربي ننموده و در تمام مناطق كردستان بزرگ، هويت ملي و ديني خود را حفظ وحراست كرده اند.
حال پذيرفتني نيست كه حكومت محلي كردستان كه جاي اميد همة كردها مي باشد، به دور از هر گونه مصلحت انديشي سياسي و به شيوه اي غير عقلايي، اقدام به پرورش و مسلح كردن تروريستهايي نمايد كه قصدشان كشتن و حذف فيزيكي كُردهايي است كه در كرد بودن و دلسوزي براي ملت كرد، اگر از آنان جلوتر نباشند، كمتر هم نيستند .
من فكر مي كنم كه هم حكومت كردستان و هم گروههاي اپوزيسيون مخالف ايران، به چنين وضعي راضي نيستند لذا آنان بايد با اتخاذ موضع صريح و روشن، خود را از اين جنايات هولناك مبرا نموده و با محكوم كردن اين حوادث، ثابت نمايند كه از چنين وضعي به شدت ناراضي و نگران هستند.
ما مسلمان كرد، با سابقة طولاني در كار و فعاليت سياسي و اجتماعي، با چنين نوشته هايي فريب نخواهيم خورد و معتقديم كه دسيسه هايي پليد در پشت صحنه، در فكر توطئه عليه ملت كرد و اهل سنت هستند، اما با دادن آدرس و نشاني عوضي، سعي در منحرف نمودن اذهان ملت و نخبگان آنها و به تبع آن ايجاد آشوب و تفرقه ميان ملت كرد مي باشند.
من به صراحت اعلام مي كنم كه ما با دادن و اعلام آدرس عوضي فريب نمي خوريم. ولي توقع داريم كه آن جريانهايي كه آدرس اشتباه و عوضي به نام آنان داده شده  است، صريحاً با اعلام موضع،  خود را از اين جنايات مبرا نموده و توپ را به زمين توطئه گران واقعي بازگردانند.
انشاءالله مسئولان حكومت و اعضاي پارلمان كردستان –كه بسياري از آنان مسلمان هستندـ در اسرع وقت با اعلام موضع صريح، به اين نداي ما پاسخ خواهند داد.
نكتة قابل توجه ديگر اينست كه اين جانيان و توطئه گران، مثلاً آدرس خود را نيز اعلام كرده اند. حال سؤال اينست چگونه كسي ابتدا تصميم به قتل و كشتار مي گيرد و بعد از اجراي نقشة شيطاني خود، محل اختفاي دقيق خود را نيز به عموم اطلاع داده و مي گويد مثلاً در دانشگاه تهران هستيم؟!  چنين كاري با هيچ منطق و عقلي سازگار نيست. در صورتيكه چنين ادعايي صحت داشته باشد، زير نظرگرفتن و كنترل مكاني مثل دانشگاه تهران و يافتن آنها، براي حكومت ايران بسيار آسان است.
حكومت عوامل اطلاعاتي و تجسسي فراواني را از ميان دانشجويان هر دانشگاهي در اختيار دارد، و در مدت كوتاهي قادر به شناسايي اين افراد مي باشد.
امّا باز تأكيد مي كنم كه اين اعلام آدرسها، همگي دروغ و بي اساس است و براي رد گُم كردن مي باشد. وانگهي اينان مدعي تبعيت از سكولاريسم و دمكراسي هستند. سكولار معتقد به جدايي دين از سياست و دمكراسي نيز مدعي حكومت مردم بر مردم از طريق انتخابات آزاد و قانوني است. و هيچكدام معتقد به قتل و كشتار انسانهاي دلسوز و بي دفاع نيستند.
در هر دو فكر ادعاي آزادي عقيده و بيان وجود دارد. حال چگونه به نام سكولاريسم و دمكراسي، و برخلاف آموزه هاي اين دو ديدگاه سياسي، اقدام به سلب آزادي بيان و عقيده نموده و بسيار بدتر از ديكتاتورهاي شناخته شده، حتي مرتكب قتل و حذف فيزيكي مخالفين مي شوند؟!
من به طراحان و آمران پشت صحنه و عاملان اين جنايتهاي ضد انساني، اعلام مي كنم كه اگر داراي شم و فهم سياسي هستيد، از اين اشاره و هشدار پند بگيرييد كه عاقلان را اشارتي كافي است!
نكته جالب توجه ديگر اينست كه در اين بيانيه تنها به فعالان ديني اهل سنّت اشاره شده است. در حاليكه اگر گروههاي مسلح اپوزيسيون در ايران قصد تهديد يا انجام كاري را داشته باشند، ابتدا ودر وهلة اوّل سعي مي كنند به حكومت ضربه وارد كنند، اما در اينجا هيچ اشاره اي نسبت به حكومت ايران وجود ندارد! در اين نوشتار به افراد زيادي از جمله ملا محمد «مل چه ور» اشاره شده و مورد تهديد قرار گرفته، اما به مهره هاي حكومت درمنطقه مثلاً آقاي موسوي هيچ اشاره اي نشده است! در حاليكه ملا محمد هيچ گاه به اندازة آقاي موسوي ادعاي دينداري و دفاع از دين را نداشته است. پس چرا بايد او مطرح باشد و آقاي موسوي نه؟!
چرا در چند سال اخير در كردستان فقط افراد مستقل و عادي هدف قرار گرفته و كشته شده اند ولي هيچ اتفاقي براي مسئولين رخ نداده و آنان به بهانة دينداري ترور نشده اند؟
چرا بايد محمد كردستاني در مريوان ترور شود و بعد از گذشت سه سال هيچ اطلاع رساني در اين خصوص صورت نگيرد؟! هر انسان عاقلي بايد به اين سؤال و ابهام توجه نموده و پاسخي براي آن بيابد.
من از حكومت ايران سؤال مي كنم كه: چگونه ممكن است در داخل محدوده جغرافيايي تحت حاكميت ايران، از سالها پيش چنين حوادثي رخ بدهد و در يكسال اخير در مريوان بيش از شش نفر شهيد و زخمي شوند، ولي آمران و عاملان شناسايي و به مردم معرفي نشوند؟!
مگر فلسفة وجود حكومت در درجة اوّل جز تأمين امنيت آحاد شهروندان است؟! مگر حكومت فقط براي گرفتن ماليات و امرونهي كردن است؟!
مگر حكومت شهروندان خود را فقط براي رفتن به سربازي و امثال آن مي خواهد؟! يا اينكه مسئوليت حفظ جان و مال ملت نيز بر عهدة حكومت بوده و هست؟! اين همه حوادث از جمله ترور دو جوان هنگام خروج از مسجد، ترور محمد كردستاني، يا ترور هوشيار مردوخي اتفاق افتاده ولي عاملان و آمران آن هنوز به مردم معرفي نشده اند.!
خطاب به مسئولين حكومت ايران اعلام مي كنيم كه بسيار مايه ننگ و شرمساري است كه در روزيكه به علت برگزاري انتخابات، تدابير شديد امنيتي در سراسر ايران و از جمله در مريوان اتخاذ شده، در فاصلة بسيار كم از محل اخذ رأي عليرغم حضور مأمورين امنيتي و انتظامي، جوانان مسلمان كرد (طيب كشور دوست و انوراشكاوند) در ملأعام ترور شده و به شهادت برسند و آنوقت كمترين اقدامي پيشگيرانه از سوي حكومت صورت نگيرد؟!
اگر اين آدرسها صحيح باشد، - كه صحيح نيست -  اين جانيان ضد ملت آدرس خود را دانشگاه تهران اعلام نموده اند، اگر حكومت و مسئولين از شناسايي آنان عاجزند، به ما اختيار و اجازه بدهند، تا در مدتي كوتاه آنان را شناسايي و معرفي كنيم.
همانگونه كه اشاره كردم، دانشگاهها در اختيار حكومت بوده و عوامل امنيتي و تجسسي حاكميت در دانشگاههاي سراسر كشور، از جمله دانشگاه تهران حضور دارند.
لذا اگر آدرس اعلامي صحيح باشد، شناسايي افراد سكولار و ضد دين بسيار سهل و ساده است.
آن هم افراد سكولار و ضد ديني كه فقط قصد كشتن و نابودي كُرد و اهل سنت را نموده است؟!!
من اعلام مي كنم كه اين مسائل براي ما تداعي كنندة تهديداتي مشابه نسبت به فعّالان اهل سنّت كردستان در حدود بيست سال گذشته مي باشد.
پس از اين تبيينات، من به شما برادران و خواهران و به حكومت ايران، حكومت كُردي« هه ريم» در كردستان عراق وگروههاي اپوزيسيون خارج از ايران اعلام مي كنم كه وجود و حضور هميشگي خدا با قدرت و توان فوق بشري حقيقتي انكار ناپذير است.
دين اسلام و آموزه هاي قرآن، در باورهاي ملت كُرد رسوخ كرده و امكان جدا كردن ملت از اين دين وجود ندارد.
خداوند مي فرمايد: «و مكروا و مكراللهُ واللهُ خيرُالماكرين» دشمنان حق و دشمنان ملت مظلوم دائماً در حال دسيسه چيني و توطئه عليه دين و ملت هستند، اما سياست و تدبير الهي بسيار مؤثرتر از توطئة دشمنان حق است.
من به كسانيكه هنوز داراي باورهاي  ديني -  و لو ضعيف -  هستند، اعلام مي كنم كه از خدا بترسيد و در كردستان توطئه چيني نكنيد. و سعي نكنيد كه مسلمانان را در مقابل غير مسلمانان قرار دهيد. دست از چنين توطئه هايي برداريد. بايد بدانيد كه در سالهاي اخير، روابط حسنه اي ميان ملت كُرد اعم از مسلمان و غير مسلمان پديد آمده و اين ملت بسيار عاقل تر و فهيم تر از آنند كه فريب چنين دسيسه هايي را خورده و ميان خود اقدام به برادر كُشي كنند.
همچنين به اين خائنان به دين و ملت كه قصد ايجاد فتنه و آتش افروزي و برادر كُشي در ميان ملت كُرد را دارند، اعلام مي كنم: از خدا بترسيد وآتش افروزي نكنيد، زيرا مطمئن باشيد خود شما نيز در آتش اين فتنه گرفتار خواهيد شد.
و مجدداً اعلام مي دارم كه تمام گروهها و اشخاصي كه در اين بيانيه مورد اشاره قرار گرفته اند  داراي باورهاي مشترك ديني بوده و اين آدرسهاي اعلامي را غلط و عوضي مي دانيم. لذا دشمنان ملت كُرد و مخالفين ما اعم از كفّار و غير آنان، بايد بدانند كه مسلمان كُرد اينقدر خام و ضعيف نيست كه هر وقت دشمنانشان اراده كردند، آنان را كُشته و نابود نمايند.
ما اوضاع را زير نظر داشته و داريم. اين تنها سخن من نيست. سخن و موضع همة مسلمانان اهل سنت كردستان است. مسلماناني كه احساس مسئوليت نموده و با باور عميق به جهاد في سبيل الله، از باورها و ارزشهاي ديني و ملي خود تا سر حد بذل جان دفاع خواهند نمود.نه مسلماناني كه وجود و عدمشان مساوي مي باشد هرچند درآن بيانيه ازآنان هم نام برده شده است.    
به همين دليل به آتش افروزان اعلام مي كنيم كه وجود آرامش در منطقه به نفع همه است هم ما وهم آنان.
اگر صادق و راستگو هستيد و داراي فكر و برنامه  اي مي باشيد، تلاش كنيد در جَو آرام،  فكر و برنامة خود را تبليغ كنيد. ما فعلاً ساسيت عدم خشونت را پيشة خود ساخته ايم. اما در صورت لزوم تغيير روش خواهيم داد و درآن صورت با اعلام آدرس صحيح، مقابله خواهيم كرد.
اميدوارم خداوند منان و حكيم عقل و فهم كافي به طراحان پشت صحنه و آمران اين حوادث عنايت فرموده تا آنان به خود آيند و متوجه شوند كه در آتشي كه افروخته اند، خود نيز گرفتار خواهند شد.
در پايان از خداي عزوجل خواستارم كه سال آتي را سالي پر از خير و بركت و موفقيت براي ملت كُرد و اهل سنت، مقدر فرمايد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

 

كاك حسن امينيكاك حسن اميني در سال 1325 در روستاي قشلاق افغانان از توابع شهرستان سقز در استان كردستان متولد شد. پدرشان ملا عبيدالله اميني يكي از روحانيون كردستان بود. در رشته علوم ديني بين سالهاي 1339 تا سال 1348 تحصيل كرده است. اضافه بر گواهي افتاء و تدريس عادي و مرسوم منطقه كه از دست آخرين استادش به نام حاج ماموستا ملا عبدالرحمان طاهري – رحمه الله- گرفته، گواهي رسمي اي با همان نام و عنوان نيز با امضاي استادان فقه شافعي در دانشكده معقول و منقول آن زمان: آقايان حاج سيد محمد شيخ الإسلامي (شيخ الاسلام كردستان) و آقاي حاج مُلا خالد مفتي (مفتي و حاكم شرع كردستان) و آقاي علامه كاك احمد مفتي زاده – رحمهم الله – دريافت نموده است.
از سال 1349 تا 1355 در يكي از روستاهاي شهرستان بوكان به نام «تبت» به وظيفه ي امامت جمعه وجماعت و تدريس و دعوت ديني اشتغال داشته و درعين حال از طريق كشاورزي و دامداري نيز امرار معاش مي كرده است.

آخرین اخبار بخش ها