دوشنبه, 25 تیر 1397
شناسه خبر:2117

رأی مرحوم کاک احمد مفتی‌زاده (رح) در مورد اتحاد و اختلاف مطالع

  • انداز قلم

این نوشتار برگردان قسمتی از سخنرانی مرحوم علّامه‌ی شهید کاک احمد مفتی‌زاده به مناسبت عید قربان سال 1358 در نوار شماره‌ی 150 می‌باشد که در خصوص قواعد و ضوابط دینی و شرعی رؤیت هلال ماه مبارک رمضان و ماه شوال و عید قربان ایراد شده است. اصل نوار به زبان کردی می‌باشد.


برادران و خواهران عزیزم! اگر روال سال‌های گذشته را [در خصوص رؤیت هلال ماه] به یاد داشته باشید، متوجه می‌شوید که ما اصلاً به تقویم توجهی نکرده‌ایم. زیرا شریعت اسلام، اصلاً کاری به تقویم ندارد. شریعت اسلام قوانین مخصوص به خود را دارد که مسلمان موظف است طبق آن قوانین و مقررات عمل نماید. دیگر فرقی نمی‌کند آنچه در تقویم آمده، صحیح باشد یا غلط.
گاهی اوقات در اعیاد دینی، قوانین اسلامی مرتبط با این اعیاد را توضیح داده‌ایم. در کل در مورد ایام و مناسبت‌های دینی، اعم از اعیاد اسلامی، یا ماه مبارک رمضان و یا هر مناسبت دینی دیگری، دو قاعده‌ی اساسی وجود دارد که دانشمندان اسلامی با اجتهاد خودشان، این دو قاعده را از قرآن و سنت پیامبر(ص) استنباط کرده‌اند.
قاعده‌ی اوّل:
دانشمندان اسلامی بر اساس افق و مطلع مناطق مختلف عمل می‌کنند.
به شیوه‌ای بسیار ساده عرض می‌کنم که: همه خوب می‌دانید اگر مثلاً در شهر سنندج الآن ساعت ده صبح است، در بعضی نقاط دیگر پنج یا شش ساعت از طلوع آفتاب گذشته است، در برخی نقاط، ده ساعت از طلوع آفتاب گذشته در برخی جاهای دیگر هنوز اوّل صبح است و در بعضی نقاط دنیا هم، الآن نیمه شب است. و لذا افق‌های کره‌ی زمین به این صورت متفاوت است.
زمان صبح و غروب‌های نقاط مختلف دنیا با هم متفاوت است. زمان طلوع آفتاب و صبح شدن و یا غروب آفتاب و فرا رسیدن شب، در همه جا مثل هم و همزمان نیست و البته این واقعیت با چشم عادی هم دیده می‌شود. لذا در همه جای کره‌ی زمین، فرا رسیدن صبح یا شب هم زمان نیست.
قاعده‌ی دوم:
فاصله‌ی ماه در شب اول طلوع، با خورشید بسیار کم است. معمولاً در شب اول، زمانی که آفتاب غروب می‌کند، به فاصله‌ی کمی بعد از غروب آفتاب، غروب ماه هم فرا رسیده و ماه هم غروب می‌کند. در شب دوم، ماه مقداری از خورشید فاصله می‌گیرد و این فاصله‌ی زمانی ماه از خورشید، در شب سوم و چهارم بیشتر می‌شود به همین دلیل در شب چهارم مشاهده می‌کنیم که آفتاب غروب کرده ولی ماه از طرف دیگر آسمان طلوع نموده و بالا می‌آید. و به این ترتیب فاصله‌ی ماه و خورشید از طرف دیگر آسمان، به تدریج به هم نزدیک می‌شود.
حال اگر به این دو نکته و قاعده‌ی ساده نگاه کنیم، معنای افق یا مطالع را که اصطلاحاتی در فقه اسلامی هستند، به روشنی در می‌یابیم و نظر برخی فقها و دانشمندان اسلامی در این زمینه چنین است:
به دلیل این که هر چه زمان بگذرد، فاصله‌ی کره‌ی ماه از کره‌ی خورشید بیشتر می‌شود، یا به عبارت دیگر مثلاً الآن اگر در اوّلین شب ماه عربی، بر روی شهر سنندج، ده دقیقه بعد از غروب آفتاب ماه نمایان شود، وقتی به کشور مراکش برسد، این فاصله به پانزده یا بیست دقیقه بعد از غروب آفتاب می‌رسد. و بعد از گذشت پانزده یا بیست دقیقه ماه مشاهده می‌شود. حال اگر مثلاً به آمریکا برسد، ماه با خورشید، فاصله‌اش بسیار زیاد می‌شود.
به دلیل این تفاوت فاصله‌ی ماه با خورشید در نقاط مختلف دنیا، فقهای اسلامی قانونی را استنباط کرده‌اند که بر اساس آن، کشورها و مناطق هم مطلع، دارای یک حکم واحد هستند.
حال افق و مناطق هم مطلع چگونه تشخیص داده می‌شود؟ یا طبق نقشه‌ی جغرافیایی یا طبق کره‌ی جغرافیایی تشخیص داده می‌شود. معمولاً اگر نقشه یا کره‌ای جغرافیایی را بنگرید، می‌بینید که در جهت قطب شمال، خطهایی به طرف قطب جنوب کشیده شده است.
هر تعداد از کشورها و مناطق مختلف که روی یک خط قرار گرفته باشند، یا به آن خط نزدیکتر باشند، به این کشورها و مناطق، کشورهای هم افق گفته می‌شود.
حال این به چه معنی است؟
به این معنی است که هر چند فاصله و مساحت جغرافیایی این کشورها از هم بسیار دور باشد، اما زمان صبح و غروبشان مثل هم است. و لذا به رغم فاصله‌ی مکانی زیاد آنها با هم، به این کشورها و مناطق، کشورهای هم افق گفته می‌شود.
برای توضیح بیشتر به این مثال توجه فرمایید: مثلاً یک خط از قطب شمال آمده و از شهرهای سقز و سنندج و کشور کویت و شهر ریاض عربستان عبور می‌کند. در نتیجه به همه‌ی این شهرها و مناطق هم افق گفته می‌شود. هر چند فاصله‌ی مکانی و جغرافیایی آنها با هم بسیار زیاد است. اما چون آن خط مثلاً شهرهایی مثل همدان یا موصل را در بر نمی‌گیرد و فاصله‌ی این شهرها با آن خط زیاد است، علیرغم کمی فاصله و مسافت مکانی با سنندج به نسبت شهری مثل ریاض، باز هم با سنندج هم افق نمی‌باشند. زیرا از آن خط فاصله گرفته‌اند. پس به مناطق دور از خط موردنظر با مناطقی که روی خط هستند، هم افق نمی‌گویند.
هم افق بودن مناطق به اعتبار شمال و جنوب است. یعنی خطی از قطب شمال به سوی قطب جنوب کشیده شده است. هر کشوری یا هر شهر و منطقه‌ای، روی این خط یا خیلی نزدیک به آن خط قرار بگیرند، هم افق هستند و اگر از آن خط فاصله گرفته و دور شوند، دیگر به آنها هم افق گفته نمی‌شود، این قاعده‌ی افق در فقه اسلامی است.
بسیاری از دانشمندان اسلامی بر این اعتقاد و باورند که در هر کجای کره‌ی زمین از این مناطق هم افق، ماه رؤیت شد، برای همه‌ی هم افقها دلیل و حجت شرعی است. و طبق قاعده‌ای که بیان کردیم، هر چه زمان بیشتر بگذرد، فاصله‌ی ماه از خورشید هم بیشتر می‌شود، پس برای سایر کشورها و مناطق غربی بیشتر دلیل و حجت است.
به عبارت دیگر، اگر در شهر سنندج ماه رؤیت شود، به طرف قطب شمال و به طرف قطب جنوب، برای تمام شهرها و مناطقی که روی آن خط قرار دارند، و هم چنین برای همه‌ی شهرها و مناطقی که در غرب سنندج قرار دارند، این رؤیت ماه در سنندج، حجت و مدرک شرعی است، زیرا هر چه زمان بگذرد، ماه بهتر ظاهر می‌شود.
اما در عین حال این رؤیت ماه در سنندج برای همدان و کشورها و مناطق شرقی حجت نمی‌باشد. به همین ترتیب اگر در همدان ماه مشاهده شود، این مشاهده ماه برای ما حجت شرعی است [زیرا ما در غرب همدان قرار داریم]. و امّا رؤیت ماه در همدان، برای مناطق و کشورهایی که در شرق همدان هستند، حجت شرعی محسوب نمی‌شود.
آنچه که بیان کردم، قاعده‌ی اتحاد و اختلاف افق و یا اتحاد و اختلاف مطالع است که تلاش کردم آنرا به صورتی بسیار ساده بیان کنم تا فرزندان و اطفال عزیزم نیز که از اوضاع و اصطلاحات جغرافیایی نابلد هستند، این قاعده را درک نموده و از آن حالی شوند و انشاالله که آنرا فهمیده‌اند.
یک رأی دیگر نیز وجود دارد که به جای اتحاد مطالع، اتحاد تکلیف را در نظر می‌گیرد.
طبق این رأی، همه‌ی مسلمانان باید با هم تکالیف عبادیشان را شروع کرده و با هم نیز آنرا به پایان برسانند. پس طبق این رأی اگر در هر کجا و در هر نقطه‌ای از جهان اسلام، ماه رؤیت شد، مانند آن است که در همه‌ی سرزمین‌های اسلامی و برای همه‌ی مسلمانان، رؤیت ماه صورت گرفته باشد.
ما فقط همین دو رأی را داریم.
استنباط درست و صحیح این است که هر کدام از این دو رأی برای شرایط و موقعیت و جای مناسب آن رأی کاربرد و فایده دارد.
مثلاً آن رأیی که از اختلاف افق و مطلع بحث نموده و به اختلاف مطالع معتقد است، برای رمضان خوب است. زیرا در رمضان، برای هر کسی در منطقه‌ی خودش، تکلیف بر اساس رؤیت حلال ماه شروع می‌شود.
اما این قاعده‌ی اختلاف مطالع برای عید قربان مناسب نیست. چرا؟ زیرا عید قربان فقط عید و جشن و انجام مراسم حج است. و با رمضان فرق دارد. در ماه رمضان، ما چه در شهر خودمان باشیم و یا در هر نقطه‌ای دیگر از دنیا باشیم، روزه‌ی ماه رمضان بر ما واجب و تکلیف است. اما عید قربان ما، در واقع عید حجاج بیت الله می‌باشد.
حجاج از سراسر جهان اسلام، در آن روز در مکه هستند و مشغول انجام دادن مراسم و مناسکی می‌باشند در روز عید قربان، حجاج از لباس احرام بیرون می‌آیند، حلق و تقصیر را انجام می‌دهند یا به اصطلاح ساده خودمان در زبان کردی، اصلاح می‌کنند و موی سر و ریش را می‌تراشند. روز عید قربان، روز عید حجاج است و طبق دستور قرآن، عید قربان فقط جز انجام آن مراسم و مناسک، چیز دیگری نیست.
ما که در عید قربان، عید می‌گیریم، نظر و قصدمان این است که در این روز با حجاج بیت الله الحرام، همکاری و همراهی کنیم. لذا آنها چه روزی و چه زمانی عید را شروع کرده و تکبیر می‌گویند، ما نیز همان روز و همزمان با آنان، عید را شروع کرده و تکبیر می‌گوییم.
من از سالها پیش عقیده و رأی خودم را در این خصوص اعلام کرده‌ام، و آن این است: که برای رمضان تابع رأی حضرت شافعی و بسیاری دیگر از دانشمندان باشیم که فرموده‌اند: تکلیف بر اساس مطالع و افق معلوم می‌شود. اما برای عید قربان تابع رأی حضرت ابوحنیفه و بسیاری از دانشمندان دیگر باشیم که فرموده‌اند: اتحاد تکلیف مطرح و اصل است.
و البته در عید قربان این سوال نیز مطرح است که اتحاد تکلیف بر اساس چه نقطه‌ای از زمین مطرح است؟ 
جواب روشن است: اتحاد تکلیف در عید قربان، بر اساس جایی مطرح است که محل انجام مراسم حج است. اصل حج، عرفه است و باز اصل جا و محل عید قربان است.
مگر به روز قبل از عید قربان، عرفه گفته نمی‌شود؟ - هر چند در منطقه‌ی ما، به اشتباه، گاهی به روز قبل از عید رمضان هم عرفه می‌گویند، اما این اشتباه است، تنها روز قبل از عید قربان عرفه نام دارد-.
چرا به این روز، عرفه می‌گویند؟ برای این به روز قبل از عید قربان عرفه می‌گویند، که حجاج بیت الله الحرام، در آن روز در صحرای عرفات وقوف نموده و مشغول عبادت هستند.
برادران و خواهران مسلمان! روزه گرفتن عرفه، روزه سنت است، حال این روزه، در روزی صحیح است که برادران و خواهران حاجی ما در صحرای عرفات باشند. اگر حجاج در عرفه نباشند، دیگر عرفه‌ای وجود ندارد.
مثلاً امروز طبق آنچه که در تقویم آمده است، روز عرفه است، یعنی یک روز قبل از عید قربان است، اما همه می‌دانیم که عرفه تمام شد، نامگذاری روز عرفه به این نام، به اعتبار حضور حجاج در صحرای عرفات است، در حالی که امروز هیچ یک از حجاج در عرفات نیستند، آنها دیروز در صحرای عرفات بودند و لذا دیروز روز عرفه بود.
این قاعده و قانونی است که من از سالها پیش آنرا بیان کرده‌ام و حرف و سخن تازه‌ای نیست. ما در گذشته طبق همین تکلیف دینی عمل کرده‌ایم. امسال شرایط به گونه‌ای رقم خورد که عید رمضان ما با تقویم رسمی ایران همزمان گردید. علتش هم همین بود که خودم تلفنی در خصوص رؤیت هلال ماه شوال با قاضی القضاة کویت صحبت کردم. او به من گفت که شروع ماه رمضان در کویت بر اساس رؤیت هلال ماه رمضان در خود کویت نبوده است، بلکه کویت از کشورهای عربی تبعیت کرده است. و لذا ما در شروع رمضان از کویت تبعیت نکردیم و طبق رأی حضرت شافعی عمل کردیم و ماه مبارک رمضان را یک روز بعد از کویت شروع کردیم. پس عید رمضان هم برای ما یک روز بعد از کویت است، زیرا کویت با افق و مطلع خود رمضان را شروع نکرده بلکه از رأی حضرت ابوحنیفه تبعیت کرده است، و چون ما طبق رأی حضرت شافعی عمل کردیم، یک روز دیرتر از کویت مراسم عید رمضان را برگزار کردیم که در نتیجه با تقویم رسمی ایران، برابر شد.
بعضی از مسلمانان گفته بودند که به دلیل اینکه قبلاً حکومت فاسد شاهنشاهی بر ایران حاکم بود، عید رمضان یا قربان، همزمان با تقویم رسمی برگزار نمی‌شد، اما حالا که حکومت تغییر کرده و یک حکومت اسلامی جای آنرا گرفته است، عید رمضان امسال همزمان با عید رسمی و طبق تقویم برگزار شده است.
این دسته از مسلمانان از روی خوش ذوقی چنین استنباط کرده‌اند که فلانی [کاک احمد] به این دلیل در عید رمضان همزمان با حکومت و طبق تقویم، عید رمضان را برگزار کرد که حکومت، اسلامی شده امّا قبلاً به دلیل اسلامی نبودن حکومت، با برگزاری عید همزمان با حکومت، مخالفت می‌کرد. این استنباط واقعیت ندارد. واقعیّت آن است که حقایق دینی تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار نمی‌گیرد، حکومت اسلامی باشد یا غیر اسلامی، و من در شوروی زندگی کنم یا در آمریکا، یا اینکه در ایران زندگی کنم، یا حتی در زمان خود حضرت محمد(ص) زندگی کنم و یا این که در مکه باشم یا در مدینه، تکلیف دینی تحت تأثیر هیچ کدام از این عوامل و مسائل قرار نگرفته و کاری به این ملاحظات سیاسی ندارد.
واقعیت این است که امسال طبق این قاعده‌ی دینی، و با عنایت به تحقیقی که خودم انجام دادم و شخصاً تلفنی با کویت حرف زدم، شروع رمضان و عید رمضان با تقویم رسمی حکومت هم زمان شد، اما در عید قربان مسئله فرق دارد و باز طبق همان قاعده‌ای که بیان کردم، عید قربان باید موافق و همزمان با حج حجاج باشد و طبق استنباط درست اسلامی، این به دلیل نوع حکومت و شرایط آن نیست تا بگوییم چون حکومت ضعف‌هایی را از خود نشان داده و یا برخی تکالیف اسلامی را انجام نداده، پس ما مسیر خودمان را از آن جدا می‌کنیم و مثلاً در عید قربان همراه آن نشدیم. این ملاحظات هیچ تأثیری بر تصمیم و برنامه‌های ما ندارد.
ولی عزیزانم، مسئله‌ی عید تنها این نیست که تلاش کنیم از جهت خورد و خوراک و تهیه‌ی امکانات مادی برای اهل خانه و مهمان چیزی از قبیل گوشت و برنج و... فراهم شود و موجبات خوشحالی اهل خانه و مهمان فراهم شود، این کار خوبی است، اما جنبه‌ی معنوی عید هم مهم است؛ عید قربان بزرگترین عید اسلامی است، عید قربان از عید رمضان هم بزرگتر است.
هر چند عید رمضان، عید موفقیت و تسلط فرد فرد مسلمانان بر نفس خود است، که در واقع عبادتی بسیار بزرگ است، و مسلمان پس از یک ماه تمرین، توانسته است نفس خود را کنترل کند، اما عید قربان بزرگتر و مهمتر است.
علتش هم آن است که نمایندگان مسلمانان از سراسر جهان، در مرکز نزول وحی جمع می‌شوند و مسائل و مشکلات خود را بازگو نموده و به وظایف و مسائل خودشان آشنا می‌شوند. البته به شرطی که مردم به راستی دارای درک اسلامی باشند و آن عبادات و مراسم و شعائری که از سوی حجاج انجام می‌شود، بر همه‌ی عالم اسلامی تأثیرگذار باشد. حال تأثیرگذاری بر همه‌ی عالم اسلامی مهمتر است از این که یک نفر تلاش کرده تا تنها بر نفس خودش مسلط شود. به همین دلیل عید قربان بزرگتر از عید رمضان است.
عید قربان به علت نوع مراسمی که در حج انجام می‌شود، عید همبستگی و وحدت همه‌ی مسلمانان است...