شنبه, 30 شهریور 1398

ریشه حرام‌خواری‌های اقتصادی، حرام‌خواری‌های سیاسی است

مصطفی تاجزاده با اشاره به پرونده محمدرضا رحیمی و رسوایی فساد مالی او، اظهار کرد: مادام که بساط حرام خواری سیاسی برچیده نشود و به عملکرد حزبی نهادهای انتصابی پایان داده نشود، نه مدیریت کشور سروسامان می گیرد تا مشکلات به صورت ریشه ای حل شود و نه حرام خواری اقتصادی و آموزشی و فرهنگی و اجتماعی خاتمه پیدا می کند.

سیاسی

به بیان روشن مادام که آزادی احزاب و مطبوعات (آزادی اندیشه و بیان و قلم) تضمین نشود و به مصونیت آهنین اقتدارگراها پایان داده نشود و سوء استفاده از شورای نگهبان، سپاه، قوه قضائیه و صدا و سیما به نفع یک جناح و علیه نیروهای اصلاح طلب و مستقل تمام نشود، ریشه کنی فساد در حکومت ناممکن خواهد بود.

به گزارش کلمه، با بیان این که "وقتی که فکر و ذکر شورای نگهبان حذف اصلاح طلبان باشد، تعجبی ندارد که امثال رحیمی با رأی اکثریت مجلس هفتم، رئیس دیوان محاسبات شود و با حمایت ۲۱۱ نماینده مجلس هشتم معاون اول رئیس جمهور شود، هم چنین تعجبی ندارد که مجلس نهمی ها از مرتضوی پول بگیرند و تعدادی از نمایندگان آن نیز دریافت کننده بورسیه غیرقانونی باشند" تاکید کرد: آقای حدادعادل باید توضیح دهد که چرا مجلس هفتم به رغم اطلاع از تخلفات رحیمی به او به عنوان رئیس دیوان محاسبات رأی داد و باید توضیح دهد که چرا مانع افشای اسامی ۱۷۰ نماینده ای می شود که از رحیمی پول گرفته اند.

فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاجزاده در روایتی از ملاقات با همسرش، به هشت نکته ای که او درباره پرونده رحیمی اشاره کرده، پرداخته است. متن نوشته محتشمی‌پور در ادامه می‌آید:
باز هم انتظار ملاقات کابینی و دیدنش از پشت شیشه ها، باز هم انتظار ملاقات کابینی و شنیدنش از پشت سیم ها، باز هم انتظار غزل های منتخب حافظ اسرار غیب، باز هم شنبه دیدار یار:

ماجرای دل خون خورده نگویم با کس
زانکه جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم
سر سودای تو در سینه بماندی پنهان
چشم تردامن اگر فاش نکردی رازم
مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کند شهبازم

هرچه می گذرد به دیدارش مشتاق تر می شوم او هم همین حال را دارد مشتاق دیدار و شنیدن احوال ما.

از مقالات ارزشمندی که در روزنامه ها خوانده می گوید: «نظام قالبی حتی اگر برای بشر بهشت هم بسازد خسته کننده است» این مقاله نوشته شهید بهشتی است که برای اولین بار در روزنامه شرق ۸/۱۱ درج شده است. همسرجان خواندش را به همه توصیه می کند و می گوید: وقتی این مقاله را می خوانی می فهمی با گذر از بهشتی به مصباح چه استحاله ای برای جمهوری اسلامی و چه فاجعه ای برای ایران و ایرانی رخ داده است. و معلوم می شود چرا ۹۸% از مردم ایران به جمهوری اسلامی رأی دادند و معلوم می شود چگونه قانون اساسی تدوین شد!

«ضرورت ایستادگی در برابر پگیدای خون آشام» ترجمه نوشته تیموتی گارتن اش نویسنده آلمانی در روزنامه گاردین است که در شرق ۷/۱۱ منتشر شده است. مقاله ای درباره اسلام هراسی در اروپا و به طور خاص در آلمان که نکات ارزشمندی دارد.

کتاب خواب آشفته نفت، جلد سوم، نوشته محمد علی موحد نیز که توسط نشر کارنامه به زیور طبع آراسته شده از نظر همسرجان مانند بقیه آثار استاد موحد هم روان است و هم عمیق و آموزنده، به خصوص در این جلد که جریان دادگاه دکتر مصدق را به صورت خلاصه آورده است، از شروع کودتای ۲۸ مرداد تا پایان دولت زاهدی و کنسرسیوم نفت.

همسرجان در مورد پرونده رحیمی هم که مانند کردان مدرک تقلبی آکسفورد داشته و با همان مدرک سه هزاردلاری رئیس دانشکده حقوق دانشگاه آزاد شده بود، نکاتی به شرح زیر دارد:

۱- اصل مسئله و محکومیت آقای رحیمی یک شکست سیاسی-اقتصادی برای جناح اصول گرا بود اما نحوه مواجهه احمدی نژاد، رحیمی و اصول گراها با مسئله را باید یک ورشکستگی اخلاقی برای آن جناح نامید. دولتی که با شعار دزدگیر ۸۸ روی کار آمده بود، چنین رسوایی بزرگی را به بار آورد.

۲- نامه رحیمی از جهات مختلف دارای اعترافات مهمی است:

الف) بی کفایتی و لجبازی دولت و رئیس آن را نشان می دهد.

ب) فساد گسترده و حرام خواری را در ارکان حکومت یک دست در ۸ سال گذشته ثابت می کند.

پ) هدف اصلی قهر ۱۱ روزه را اعلام می کند.

۳- آقای حدادعادل باید توضیح دهد که چرا مجلس هفتم به رغم اطلاع از تخلفات رحیمی به او به عنوان رئیس دیوان محاسبات رأی داد و باید توضیح دهد که چرا مانع افشای اسامی ۱۷۰ نماینده ای می شود که از رحیمی پول گرفته اند.

۴- آقای رحیمی مدعی بود که خواهان تشکیل دادگاه علنی است. الان لازم است که کپی چک هایی را که به ۱۷۰ نماینده دریافت کننده این وجوه حرام داده منتشر کند.

۵- رسانه ها باید اسامی ۲۱۱ نماینده مجلس هشتم که از انتصاب رحیمی به عنوان معاون اول رئیس جمهور حمایت کردند و همینطور اسامی ۱۷۰ نماینده ای را که وجوه حرام را دریافت کرده اند، یافته و منتشر کند.

۶- وقتی که فکر و ذکر شورای نگهبان حذف اصلاح طلبان باشد، تعجبی ندارد که امثال رحیمی با رأی اکثریت مجلس هفتم، رئیس دیوان محاسبات شود و با حمایت ۲۱۱ نماینده مجلس هشتم معاون اول رئیس جمهور شود. هم چنین تعجبی ندارد که مجلس نهمی ها از مرتضوی پول بگیرند و تعدادی از نمایندگان آن نیز دریافت کننده بورسیه غیرقانونی باشند.

۷- سکوت تکفیری های پایداری درباره رحیمی و همینطور کسانی که حرام خواری کرده اند، عبرت آموز است.

۸- به نظر من مادام که بساط حرام خواری سیاسی برچیده نشود و به عملکرد حزبی نهادهای انتصابی پایان داده نشود، نه مدیریت کشور سروسامان می گیرد تا مشکلات به صورت ریشه ای حل شود و نه حرام خواری اقتصادی و آموزشی و فرهنگی و اجتماعی خاتمه پیدا می کند. به بیان روشن مادام که آزادی احزاب و مطبوعات (آزادی اندیشه و بیان و قلم) تضمین نشود و به مصونیت آهنین اقتدارگراها پایان داده نشود و سوء استفاده از شورای نگهبان، سپاه، قوه قضائیه و صدا و سیما به نفع یک جناح و علیه نیروهای اصلاح طلب و مستقل تمام نشود، ریشه کنی فساد در حکومت ناممکن خواهد بود. قاطعیت قوه قضائیه هم نه در رسیدگی پرونده فردی منسوب به احمدی نژاد بلکه در رسیدگی پرونده منسوبان خود از جمله سعید مرتضوی و فاضل و جواد لاریجانی معلوم می شود.

همسرجان خبر مربوط به برگزاری مسابقه کاریکاتور هولوکاست را هم خوانده و از این بابت بسیار متأسف است. می گوید: آنان که در پاسخ به توهین به پیامبر اکرم (ص) مسابقه هولوکاست را تدارک می بینند، از این نکته غافل هستند که موتور محرکه اسلام هراسی در سال های اخیر همان نژادپرست های آلمانی و غربی هستند که در جنگ جهانی دوم یهودی ها را هدف قرار داده بودند. در حقیقت آنان امروز به دنبال این هستند که یک هولوکاست اسلامی راه بیندازند. دروغ خواندن هولوکاست به نفع نژادپرست هاست. کار صحیح آن است که به دنیا نشان دهیم همان جنگ افروزان نژادپرست و توسعه طلب درجهت ایجاد هولوکاست اسلامی هستند. این کار مانند کندن تابلوی خیابان نوفل لوشاتو احمقانه است. چرا که در نام گذاری این خیابان بحث علاقه به دولت فرانسه مطرح نبوده بلکه بحث علاقه به امام بوده است.

آنان اشتباه بزرگ دیگرشان این است که اصرار دارند ثابت کنند ایرانیان داعش را نابود کردند.و این همان چیزی است که داعش می خواهد تا ثابت کند دشمن اصلی اش ایرانیان و شیعیان هستند. این کارها مصرف داخلی دارد اما دیر یا زود به جنگ افروزی شیعه و سنی منجر می شود.

همسرجان آن چنان از دغدغه هایش برای وطن می گوید که دغدغه اصلی من که سلامت اوست، لابلای آن گم می شود. وقتی پرده به صورت ناگهانی در حال پایین آمدن است شتابزده می پرسم دستت درچه حال است؟ و او می خندد و می گوید زندان که آمدم خوب شد. مشکل پوستی او هم چنان باقی است و این مرخصی های دو سه روزه برای رسیدگی پزشکی هیچ کافی نیست!

ارسال نظر به عنوان مهمان

شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

آخرین اخبار بخش ها