دوشنبه, 30 ارديبهشت 1398

نامەی سرگشادەی استاد کاک حسن امینی حاکم شرع مردمی کردستان پیرامون پاسخ رهبری به نامەی مولانا عبدالحمید

نامەی سرگشادەی استاد کاک حسن امینی حاکم شرع مردمی کردستان پیرامون پاسخ رهبری به نامەی مولانا عبدالحمید
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر همەی مسئولان حکومتی و مردم شریف و عزیز ایران بخصوص اهل سنّت و اقوام
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پیرامون پاسخ مقام رهبری به نامەی مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی مدیر حوزەی دارالعلوم زاهدان و یکی از رهبران برجستەی اهل سنّت ایران، میخواهم مطالبی چند را به سمع و نظر شما برسانم:

اوّلاً این پاسخ یا درست بگویم: این فرمان، از سوی رهبری مبنی بر رفع و زدودن تبعیض از سوی همەی ارکان نظام نسبت به مذاهب از جمله مذهب اهل سنّت و، نسبت به اقوام و اقلیتها، حقیقتاً در طول 39 سال حیات این نظام بی سابقه بوده است، پس باید گفت: این فرمان به سود این مذاهب و اقوام بوده و یک تحوّل مهم و اساسی را نوید میدهد، لذا اینجانب به عنوان فردی از پیروان مذهب اهل سنّت و عضوی از مردم کورد ایران، میخواهم به برخی از تبعیضات و نابرابریهای برجستەی موجود در کشور خلاصەوار اشاره کنم که مولانا عبدالحمید از طرف اهل سنّت و اقوام درخواست رفع آنها را نموده، و رهبری نیز آن درخواست را با عبارت و فرمان: «همەی ارکان جمهوری اسلامی موظفند بر اساس معارف دینی و قانون اساسی هیچگونه تبعیض و نابرابری بین ایرانیان از هر قوم و نژاد و مذهبی روا ندارند.» با تأکید، تأیید نمودەاند، تا پرداختن به رفع آنها برای مسؤولین آسانتر باشد:

نخست میخواهم به برخی تبعیضات و نابرابریهایی که در دایرەی قوّەی مجریه و مربوط به ارکان دولت است بپردازم:

علیرغم این که 25 تا 30 دpB1صد جمعیّت ایران اهل سنّت می باشند، و همچنین اقلّیّتهای قومی مانند کورد، بلوچ، ترکمن، عرب، نیز مجموعاً حدود نصف جمعیّت ایران را در بر می گیرند، با این حال از اول انقلاب تاکنون وزیر، معاون رئیس جمهور، استاندار، فرماندەی نیروی انتظامی، فرماندەی عالی رتبه ارتش، فرماندەی رده بالای سپاه پاسداران، و سفیر در کشورهای اسلامی، از میان آنان انتخاب نشده است؟!
اکنون که این فرمان از سوی رهبری صادر شده است و دولت را به رفع تبعیض و نابرابری موظّف کرده است به جدّ انتظار میرود، قوّەی مجریّه از ریاست جمهوری تا پایین ترین این ارکان با انتصاب:

وزرا در کابینەی دولت و معاونان و مشاوران آنها، معاون رئیس جمهور، استانداران و معاونان و مشاوران آنان، مدیران کل ادارات مختلف، فرماندهان عالی رتبه نیروی انتظامی، فرماندهان عالی رتبەی ارتش و سپاه، سفرا در کشورهای اسلامی، مدیران کل سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی، از اهل سنّت و اقوام نامبرده شده، و دیگر اقلیّتهای دینی، مذهبی و قومی به نسبت جمعیت انتخاب نمایند. همچنین از زنان که بیش از نصف جمعیّت کشور را تشکیل داده، و در پستها و مشاغل حوزەی کاری شایستگی و توانمندی خود را به اثبات رسانیدەاند.

مورد اساسی و مهم دیگر: تدریس زبان مادری و خدادادی در کنار زبان فارسی از مرحلەی پیش دبستانی تا سطوح مختلف دانشگاهی برای همەی اقوام ایرانی از جمله اقوام یاد شده و غیره است.
راستی چه تبعیض و نابرابریِ بزرگتر از اینکه همەی اقوام در یک کشور ناچار و ملزم شوند که باید با زبانی غیر از زبان خدادادیِ مادری بخوانند و بنویسند، و زبان و هویّت آنان را به رسمیّت نشناسند!!؟ در حالیکه خداوند تنوّع زبانها را آیتی از آیات خود میداند و، بخاطر آن بر اهل هر زبان منّت میگذارد آنجا که میفرماید:
 «و من آیاته خلق السماوات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم»، ارزش و اهمیّت تنوّع زبانها را در حدّ آفرینش آسمانها و زمین معرّفی میفرماید.

روح درخواست مولانا عبدالحمید به نیابت از اهل سنّت و اقوام در حوزەی دولت، و نیز لبّ پاسخ رهبری به این درخواست جز رفع این تبعیضها نمی تواند باشد، و مفهومی غیر از این برایش متصوّر نخواهد بود، چون فقدان اینها آن طوری که از اول انقلاب تاکنون چنین بوده است تبعیض و نابرابریِ روشن و علنی میباشد.

و امّا زدودن تبعیضها و نابرابریها در حوزەی قوّەی قضائیه:

به عنوان لبیک به دستور رهبری انتظار میرود که برای زدودن تبعیضها و نابرابریهای آشکار در آن قوّه:
در دادگاەهای ویژەی روحانیّت در مناطق اهل سنّت و، برای محاکمەی علما و طلاب و دعوتگران اهل سنّت، کلّاً از علمای شایستەی خود آنان استفاده شود. و این دادگاەها در مراکز استانهای سنّی نشین مانند کوردستان و سیستان و بلوچستان مستقرّ گردد، نابرابری احضار روحانیون و طلّاب اهل سنّت از سنندج و سایر شهرها و روستاهای کوردستان به دادگاه ویژەی مستقرّ در همدان، یا از زاهدان و شهرها و روستاهای بلوچستان به شهر مشهد مرکز استان خراسان، جزء بدیهیات و غیرقابل انکار میباشد، و برای پست مدیران کلّ دادگستری و مسئولیّتهای پایین تر در مراکز و شهرهای استانهای سنّی نشین از اهل سنّت بهرەگیری شود، که متأسّفانه تاکنون چنین نشده است.

و امّا تبعیض ها و نابرابریها در حوزه و دایرەی وظایف خود رهبری:

عدم حضور اهل سنّت و اقوام در شورای نگهبان قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگی ولی فقیه در استانها بویژه مناطق سنّی نشین، و در ارگانهای نظامی و انتظامی، و نیروهای مسلّح اعم از ارتش و سپاه، عدم صدور مجوّز ساخت مسجد برای بیش از یک میلیون اهل سنّت در تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، که از اول انقلاب تاکنون رهبران دینی و فعّالان مذهبی اهل سنّت ایران آن را بجدّ مطالبه نمودەاند، این در حالی است که در بیشتر شهرها و روستاهای صددرصد سنّی نشین حسینیەها و مساجد مربوط به برادران تشیّع ساخته شده است، که این مهم یعنی ساخت مسجد اهل سنّت در تهران و کلان شهرها، در حوزەی اجازه و فرمان شخص رهبری می باشد،

و مورد دیگر: ایجاد مرکز بزرگ اسلامی تنها! در مناطق سنّی نشین غرب کشور جهت کنترل فعالیّت علما و طلاب و دعوتگران اهل سنّت، و عزل و نصب و جابجایی آنان بدون دلیل و اراده خودشان و غالباً ممنوع المنبر کردن، بدون ارائەی کمترین سند و دلیل برای آن اقدامها! و نیز کنترل مساجد و مدارس علوم دینی و، در موارد زیاد تعطیل کردن آنها، آنهم بدون سند و دلیل دینی و قانونی! بلکه تنها با استفاده از قوّەی قهریّەی نیروهای امنیتی و در آخر دادگاه ویژەی روحانیّت، آنهم با ریاست روحانیان اهل تشیّع!

قطعاً آنچه بجدّ مورد توقّع و انتظار می باشد اینست که:

شخص رهبری اسوه و پیش قدم شده و برای رفع تبعیضها و نابرابریهای مورد اشاره در همەی مراکز و نهادهای تحت فرمان مستقیم شخص ایشان از اهل سنّت و اقوام استفاده شود تا پاسخ ایشان به مطالبات جامعەی اهل سنّت و اقوام از قول به عمل ارتقاء یافته و عملاً تحقّق یابد، که در اینصورت «همەی ارکان جمهوری اسلامی خود را مؤظف به رفع هرگونه تبعیض و نابرابری بین ایرانیان» دانسته و با پیروی از مقام رهبری خواه ناخواه در این میدان گام برخواهند داشت.

در اینجا، تذکّر یک نکتەی اساسی ضروری است و آن این که:

هدف از افراد مورد استفاده از اهل سنّت و اقوام و ادیان برای مناصب و مراکز یاد شده کسانی هستند که در جهت رفع تبعیضها و نابرابریهای موجود، اقدام قانونی در کارنامه و برنامەشان باشد، و در این زمینه اهلیّت خود را نشان داده باشند، نه کسانی زبان بسته و قلم شکسته و منجمد شده، و همچون تمثال بر کرسی و صندلی نشانده شده، که زیان چنین کسانی از سودشان به مراتب بیشتر است.
در پایان، اینجانب به عنوان یکی از خادمان اهل سنّت و مردم کورد در ایران، و نیز دوستدار ایران عزیز و همەی ایرانیان ارجمند، این پاسخ و فرمان رهبری را به فال نیک گرفته، و امیدوارم بدون تأخیر و از دست رفتن فرصت، جامەی عمل بر خود بپوشاند.

بدون تردید چنین اقدامی خردمندانه و عادلانه، از سوی ارگانها و مقامات ذکر شده، وحدت و همدلی و همکاری در میان ادیان و اقوام و مذاهب مختلف ایران عزیز را تضمین خواهد کرد.
قطعاً تهاون و تساهل و بی توجّهی در این امر مهمّ، باید مورد بازخواست مقام رهبری، مولانا عبدالحمید و همەی شما مردم میهن دوست و وحدت خواه ایران قرار گیرد.
امید است به جای چنین بازخواستی، با تقدیر و تشکر از ارکانها و ارگانها، این رخداد تأریخی و بی نظیر پیگیری شود، به طوری که در سالگرد این فرمان، جشن بزرگی به خاطر برادری و برابری و زدودن تبعیض در همەی ایران بویژه مناطق سنّی نشین و اقلّیّتهای قومی برگزار گردد.
إن أرید الّا الإصلاح ما استطعت...

حسن امینی
حاکم شرع مردمی کوردستان
و مدیر مدرسەی علوم دینی امام بخاری سنندج
1396/06/25

مصاحبه‌ها و نامه‌ها

آخرین اخبار بخش ها