کاک احمد مفتی زاده

آزادی و بندگی انسان در عصر ما

شناسه : 93 04 دی 1398 - 12:02 نویسنده : کاک احمد مفتی زاده منبع : کتاب دین و انسان
کشاورزان خواستار تولید گیاهان جمع و جورهستند که می‌توانند در کمترین فضا بیشترین محصول را بار دهند؛ به گفته محققان، با انتقال بخشی از بار رشد محصولات زراعی جهان به مناطق شهری و مناطق دیگر می‌توان زمین را از وضعیت زیست محیطی کنونی نجات داد.
آزادی و بندگی انسان در عصر ما
پ
پ

اسراف‌ يعني‌:زياده‌ روي،‌چه اندازه باید زياده‌ روي‌ شود؟اضافه خرج‌ شود از خوراك؟چه‌ اندازه‌اش‌ بماند و دورريخته‌ شود؟!

تبذير يعني‌:نعمت‌ را هدر وحرام‌ كردن‌. مانندچه‌؟مانند آن‌ خوراكي ها كه‌ دور ريخته‌ مي‌شود،و مانند آن‌ مشروبات‌ كه‌ مصرف‌ مي‌شود.

چون كه‌ مشروب‌ ماده‌اي‌ لازم‌ و ضروري‌ براي‌ انسان‌ نيست‌،بلكه‌ مضر و سمي‌ و خطرناك‌ است‌. پس‌ مصرف‌ كردن‌ آن‌ تبذير است‌،نه‌ اسراف‌،شرايطي‌ بدين‌ گونه‌ در دنياي‌ متمدن‌ حاكم‌ است‌،دردنيايي‌ كه‌ خود را پيشرفته‌ وقهرمان‌ عصر فضا مي‌داند.

امروز مي‌بينيم‌ كه‌ قدرتهاي‌ بزرگي‌ در شرق‌ و غرب‌ عالم‌،مرتب‌ ثروت‌ و محصول‌ تلاش‌ اكثريت‌ عظيم‌ بشريت‌ را با انواع‌ حيله‌ها غارت‌ مي‌كنند و هرگاه‌ انسان هاي‌ غارت‌ شده‌ بخواهند لب‌ به‌ اعتراض‌ گشايند،در شكنجه‌گاههاي‌ آنان‌، يا در شكنجه‌گاههاي‌ حكومتهاي‌ وابسته‌ و مزدورشان‌ به‌ سختترين‌ آزار گرفتار مي‌شوند، يا حتي‌، با سخت ترين‌ مرگ‌ مي‌ميرند،و يا اينكه‌ با لشكركشي‌ علني‌ كشتار و قتل‌ عام‌ مي‌شوند.

تاريخ‌ اين‌ قرن‌ اخير را نگاه‌ كنيد، همه‌اش‌ مكرراً صحنه‌ اين‌ جريانات‌ است‌، صحنه جنايات‌ اين‌ دو قدرت‌ بزرگ‌ است‌. آمريكا كه‌ تازه‌ بر سر ميراث‌ انگلستان و فرانسه‌ نشسته‌ و شوروي‌ و نوكران‌ و همدستانشان‌.

امروز مي‌بينيم‌،كه‌ در همه‌ جا هوس‌ افراد يا گروههائي‌ بر ميليونها انسان‌ حكومت‌ مي‌كند و اراده‌ اين‌ ميليونها يا اساسا امكان‌ بروز و بر زبان‌ آمدن‌ ندارد، يا اگر ظاهرا آزادي‌ بيان‌ هست‌، منشاء هيچگونه‌ اثري‌ عيني‌ نمي‌تواند باشد.

واقعيت‌ اين است‌ كه‌ اين‌ دو قدرت‌،يكي‌ امپرياليست‌ غربي‌ و ديگري‌ امپرياليست‌ شرقي‌،سردسته‌ اولي‌ آمريكا وسر دسته‌ دومي‌ شوروي‌،برسراسر كره‌ زمين‌ مسلط‌ هستند.اينكه‌ به‌ نام‌ جهان‌ سوم‌ بحث‌ مي‌شود،از قسمتي‌ از دنيا كه‌ تابع‌ اردوگاه‌ هيچكدام‌ از اين‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ نباشد، بحثي‌ است‌ فقط‌ در لفظ.

در واقع‌ امر،آنچه‌ به‌ حسب‌ ظاهر به‌ نام‌ جهان‌ سوم‌ ناميده‌ مي‌شود، تابع‌ رسمي‌ يكي‌ ازاين‌ دو ارودگاه‌ نيست‌.در واقع‌ زیر سلطه وتحت امر ونهی آنها هستند و آنها قسمت‌ عمده‌ ثروت‌ و درآمدهايشان‌ را غارت‌ مي‌كنند.و اين‌ همه‌ فرمانروايي‌ از طرف‌ اين‌ گروههاي‌ كوچك‌ به‌ اكثريت‌ بشريت‌ تحميل‌ مي‌شود.

در بعضي‌ جاها مانند اردوگاه‌ شرق‌، اصلا و مطلقا اجازه‌ داده‌ نمي‌شود فكر و رأي‌و نظر مخالف‌ اظهار گردد،كسي‌ دركشورهاي‌ ماركسيستي‌ اگرنظري‌ مخالف‌ با حزب‌ را داشته‌ باشد، بايد تا زمان‌ مرگ‌ در ذهنش‌ بماند مطلقا آنرا به‌ زبان‌ نياورد.يااگر به‌ حسب‌ ظاهر و به‌ رسم‌ مردم‌ فريبي‌، در كشورهايي‌ كه‌ خود را دمكرات‌ قلمداد مي‌كنند، و مدعي‌ دمكراسي‌ هستند، مانند اردوگاه‌ غرب‌، اجازه‌ داده‌ مي‌شود كه‌ مردم‌ علنا مطالبشان‌ را بگويند،اثرو فایده اش‌ چيست‌؟ تنها فقط‌ براي‌ دلخوش‌ كردن‌ مردم‌،كه‌ بگويند:آنچه‌ ايراد و انتقاد داريم‌، مي‌توانيم‌ بگوئيم‌ و گرنه‌،اين‌ همه‌ داد و فرياد از طرف‌ بشريت‌ مظلوم‌ در سراسر دنيا بلند مي‌شود، در خط‌ مشي‌ حكومت‌ غربي جهان‌ خوار چه‌ اثري‌ دارد؟هيچ‌!اما ط‌رف‌ ديگر قضيه‌ را بگوئيم‌.

انسان‌ داري‌ آن‌ توانائي‌ و استعداد هست‌، كه‌ نه‌ تنها آزاد باشد، بلكه‌ آزادانه‌ بر جانداران‌ و عالم‌ بيجان‌ حكومت‌ كند.

معناي‌ خلافت‌ انسان‌ اين است‌ كه‌:به‌ صورتي‌ مختلف‌، استعداد به‌ او داده‌ شده‌ و مي‌تواند از اين‌ استعدادها استفاده‌ كند، تا آزادنه‌ در اين‌ عالم‌ حكومت‌ كند.

اما امروز اكثريت‌ عظيم‌ اين‌ انسان‌ به‌ آزادي‌ جانداران‌ وحشي‌ حسد مي‌ورزد وحتي بسياري‌ هستند كه‌ در شكنجه گا‌ههاي‌ شرق‌ وغرب‌،(منظورتنها شكنجه‌گاههاي‌ خود كشورهاي‌ شرقي‌ و غربي‌ نيست‌، بلكه‌ منظور آن‌ شكنجه‌گاه هایی است‌،كه‌ دربه‌ اصطلاح‌- جهان‌ سوم‌ است‌)،كه‌ در حقيقت‌ شكنجه‌گاههاي‌ شرق‌ و غربند در زير انواع‌ وسائل‌ و شيوه‌هاي‌ تعذيب‌ انسانها به‌ موجودات‌ بيجان‌، نيز غبطه‌ می برند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.